گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۲۸

سعدی
همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال
یکی یهود و مسلمان نزاع می کردند چنانکه خنده گرفت از حدیث ایشانم
به طیره گفت مسلمان گرین قباله من درست نیست خدایا یهود می رانم
گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد بخود گمان نبرد هیچکس که نادانم
یهود گفت به تورات می خورم سوگند وگر خلاف کنم همچو تو مسلمانم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه با زبانی طنزآمیز و حکیمانه، یکی از ویژگی‌های خلقی انسان یعنی خودشیفتگی در عقل و فرزند را به تصویر می‌کشد. شاعر با نگاهی منتقدانه به تعصبات کورکورانه مذهبی می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه انسان‌ها در اوجِ جهل و تعصب، چنان خود را محق می‌پندارند که باور دارند عقل کامل نزد آنهاست و هر که مخالف آنان است، در مسیر خطا یا کفر است.

داستانِ بحثِ آن دو فرد، نمادی از پوچیِ بحث‌های متعصبانه است که در آن هر فرد برای اثبات حقانیت خود، دیگری را از دینِ خویش خارج و مستوجبِ آیینِ مقابل می‌انگارد. شاعر با این روایت، جهلِ مرکبِ انسان‌ها را به ریشخند می‌گیرد و یادآور می‌شود که هیچ‌کس خود را نادان نمی‌داند و هر کس به زعم خویش، عاقل‌ترینِ مردمان است.

معنای روان

همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال

همه انسان‌ها تصور می‌کنند عقل و خردشان کامل و بی‌نقص است و فرزندشان نیز زیباترینِ فرزندان است.

نکته ادبی: عبارت 'به کمال نماید' در اینجا به معنای کامل جلوه دادن است و نشان‌دهنده خودشیفتگی فکری است.

یکی یهود و مسلمان نزاع می کردند چنانکه خنده گرفت از حدیث ایشانم

یک یهودی و یک مسلمان چنان با هم دعوا و مرافعه می‌کردند که حرف‌های عجیب و غریب و خنده‌دارشان مرا به خنده واداشت.

نکته ادبی: حدیث در اینجا به معنای سخن و گفتار است و تناقض رفتاری آن‌ها مایه طنز شعر است.

به طیره گفت مسلمان گرین قباله من درست نیست خدایا یهود می رانم

فرد مسلمان از روی خشم گفت: اگر این سند و ادعای من درست نباشد، ای خدا کاری کن که من یهودی بمیرم و از دین خود خارج شوم.

نکته ادبی: طیره به معنای خشم و تندی است و 'یهود می‌رانم' کنایه از تغییر دین در اثر خشم و سوگند است.

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد بخود گمان نبرد هیچکس که نادانم

اگر در تمام پهنه زمین، عقل و خرد به کلی از بین برود، باز هم هیچ‌کس به خودش شک نمی‌کند که مبادا نادان باشد؛ چرا که همه تصور می‌کنند عاقل‌ترین فرد هستند.

نکته ادبی: بسیط زمین استعاره‌ای از تمام گستره جهان است و مبالغه در آن برای تأکید بر نادانیِ مدعیانِ عقل به کار رفته است.

یهود گفت به تورات می خورم سوگند وگر خلاف کنم همچو تو مسلمانم

آن یهودی در پاسخ گفت: به کتاب تورات سوگند می‌خورم که اگر خلاف این را بگویم، ای خدا کاری کن که مانند تو مسلمان شوم.

نکته ادبی: این بیت نقطه اوج طنز داستان است که هر کدام دین دیگری را به عنوان عقوبت و نفرینِ نهایی برای خود می‌پندارند.

آرایه‌های ادبی

طنز (Humor) کل حکایت

شاعر با روایتِ سوگندهای متقابلِ دو فرد از دو دین متفاوت که هر یک دینِ دیگری را عقوبتی بزرگ برای خود می‌داند، پوچی و ناهنجاریِ تعصب را به تصویر کشیده است.

اغراق (Hyperbole) گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد

شاعر برای تأکید بر اینکه هیچ‌کس خود را نادان نمی‌داند، از مبالغه‌ای بهره می‌برد که حتی در صورت نابودی مطلقِ عقل، باز هم کسی به نادانی خود اقرار نمی‌کند.

کنایه عقل خود به کمال نماید

اشاره به خودشیفتگی انسان و باورِ کاذب به برتری مطلق فکری خود نسبت به دیگران.