گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۲۷

سعدی
متکلم را تا کسی عیب نگیرد سخنش صلاح نپذیرد
مشو غره بر حسن گفتار خویش به تحسین نادان و پندار خویش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه بر اهمیت نقدپذیری و پرهیز از خودشیفتگی در هنر سخنوری تأکید دارد. نویسنده باور دارد که کمالِ کلام، تنها در سایه نقد منصفانه ممکن است و فرد نباید گرفتار غرور کاذب ناشی از ستایش جاهلان شود.

در واقع، پیام اصلی این است که برای رسیدن به پختگی، باید از تحسین‌های بی‌پایه دوری جست و به جای آن، از عیب‌جوییِ واقع‌بینانه استقبال کرد تا مسیر رشد و کمال هموار شود.

معنای روان

متکلم را تا کسی عیب نگیرد سخنش صلاح نپذیرد

تا زمانی که کسی ایراداتِ گفتارِ سخنران را گوشزد نکند، سخن او به کمال و درستی نمی‌رسد.

نکته ادبی: صلاح نپذیرد، ترکیب کهنی است به معنای اصلاح نشدن و به سمتِ نیکی و شایستگی نرفتن.

مشو غره بر حسن گفتار خویش به تحسین نادان و پندار خویش

به خاطر زیباییِ بیان و شیواییِ سخنِ خود، دچار غرور و خودپسندی نشو.

نکته ادبی: غره: واژه‌ای عربی به معنای فریفته، مغرور و غافل که در ادبیات کلاسیک بسیار پرکاربرد است.

آرایه‌های ادبی

کنایه غره شدن

کنایه از مغرور شدن و فریبِ نفس خوردن است که در تقابل با واقع‌بینی قرار دارد.

تضاد معنایی عیب نگیرد در برابر تحسین

تضاد میانِ نقدِ سازنده و ستایشِ بی‌محتوا برای القای تفاوت میانِ واقعیتِ هنری و فریبِ ذهنی.

حکمت اخلاقی متکلم را تا کسی عیب نگیرد...

استفاده از ساختار تعلیمی که به عنوان یک قاعده عقلی در متونِ کهن فارسی جایگاه ویژه‌ای دارد.