گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۲۶

سعدی
فریب دشمن مخور و غرور مداح مخر که این دام زرق نهاده است و آن دامن طمع گشاده احمق را ستایش خوش آید چون لاشه که در کعبشدمی فربه نماید.
الا تا نشنوی مدح سخن گوی که اندک مایه نفعی از تو دارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این متن با زبانی صریح و اندرزگونه، مخاطب را نسبت به فریب‌های دشمنان و طمعِ چاپلوسان هشدار می‌دهد. نویسنده تأکید می‌کند که ستایشِ مداحان نه از روی حقیقت، بلکه برآمده از انگیزه‌های مادی و سودجویانه است.

در بخش دوم، بر نادانیِ کسی که شیفته‌ی این ستایش‌های دروغین است تأکید می‌شود و آن را به باد کردنِ لاشه تشبیه می‌کند؛ همان‌طور که لاشه با باد کردن بزرگ به نظر می‌رسد اما در اصل بی‌ارزش و گندیده است، ستایشِ مداح نیز تنها ظاهری است و حقیقتِ والایی در آن نیست.

معنای روان

فریب دشمن مخور و غرور مداح مخر که این دام زرق نهاده است و آن دامن طمع گشاده احمق را ستایش خوش آید چون لاشه که در کعبشدمی فربه نماید.

فریب نیرنگ دشمن را مخور و به چاپلوسی‌های مداحان دل نبند، زیرا دشمن با فریبکاری تله پهن کرده و ستایشگر از سر طمع، دست نیاز گشوده است. انسان نادان از شنیدن تعریف و تمجید لذت می‌برد، درست مانند لاشه‌ای که وقتی بر اثر فساد باد می‌کند، گمان می‌رود که فربه و بزرگ شده است.

نکته ادبی: واژه 'زرق' به معنای تزویر و ریا است و در اینجا تلمیحی به دامِ فریب دارد. تشبیه ستایشِ نادان به باد کردنِ لاشه، استعاره‌ای قوی از بی‌ارزشیِ تعریف‌های دروغین است.

الا تا نشنوی مدح سخن گوی که اندک مایه نفعی از تو دارد

هرگز گوش به تعریف و تمجید کسی که برای منافع شخصی سخن‌وری می‌کند مسپار، زیرا او تنها به خاطر سود اندکی که از تو به دست می‌آورد، تو را ستایش می‌کند.

نکته ادبی: حرف 'الا تا' در اینجا برای تأکید بر هشدار و پرهیز استفاده شده است. 'سخن‌گوی' در این سیاق به معنای کسی است که با زبان‌بازی به دنبال رسیدن به مطامع خویش است.

آرایه‌های ادبی

استعاره دام زرق

تشبیه نیرنگ و ریا به دامی که برای صیدِ انسانِ ساده‌لوح گسترده شده است.

تشبیه چون لاشه که در کعب‌شدن... فربه نماید

تشبیه لذت بردنِ فرد نادان از ستایشِ کاذب به باد کردنِ بدنِ لاشه که ظاهری بزرگ اما باطنی گندیده دارد.

کنایه دامن طمع گشاده

کنایه از طمع‌کاری و آمادگی برای دریافت نفع و پول.