گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۲۲

سعدی
چو بینی که در سپاه دشمن تفرقه افتاده است تو جمع باش و گر جمع شوند از پریشانی اندیشه کن
وگر بینی که با هم یک زبان اند کمان را زه کن و بر باره بر سنگ

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این کلام دربردارنده اندرزهای حکیمانه در باب سیاست و آداب جنگاوری است که بر اهمیت هوشیاری و رصد مداوم وضعیت دشمن تأکید می‌ورزد.

مفهوم محوری این عبارت، ضرورت بهره‌گیری از فرصت‌ها در زمان تفرقه دشمن و اتخاذ موضع دفاعی و آمادگی کامل در زمانی است که آنان به وحدت و اتفاق نظر رسیده‌اند.

معنای روان

چو بینی که در سپاه دشمن تفرقه افتاده است تو جمع باش و گر جمع شوند از پریشانی اندیشه کن

هنگامی که مشاهده کردی در صفوف سپاه دشمن اختلاف و پراکندگی ایجاد شده است، تو و سپاهت باید منسجم و یکپارچه باشید؛ و اگر دیدی که دشمن به اتحاد و هم‌دلی رسید، باید از خطرات احتمالی و شکستِ خویش بیمناک باشی و به فکر چاره و تدبیر باشی.

نکته ادبی: واژه «جمع» در اینجا به معنای وحدت و یکپارچگی سپاه است و «پریشانی» در اینجا به معنای شکست و آشفتگی لشکر است.

وگر بینی که با هم یک زبان اند کمان را زه کن و بر باره بر سنگ

و اگر دیدی که دشمنان در میان خود متحد، هم‌نظر و یک‌سخن هستند.

نکته ادبی: عبارت «یک زبان» کنایه از اتحاد در تصمیم‌گیری و هم‌نظری است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) جمع و تفرقه

شاعر با قرار دادن واژگان متضاد، تفاوت رفتار نظامی در دو موقعیت مختلف را برجسته کرده است.

کنایه کمان را زه کن

کنایه از آمادگی کامل و بی‌درنگ برای نبرد و تدارک دفاعی است.

تصویرسازی نمادین بر باره بر سنگ

نمادی از استحکامات نظامی و آمادگی برای دفاع از حریم در برابر دشمن متحد است.