گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۲۱

سعدی
بدخوی در دست دشمنی گرفتارست که هر کجا رود از چنگ عقوبت او خلاص نیابد.

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این متن کوتاه به پیامدهای ناگوارِ بداخلاقی می‌پردازد و آن را به مثابه‌ی دشمنیِ همیشگی در نظر می‌گیرد که آدمی را در بند خویش اسیر کرده است.

نویسنده بر این باور است که فرد تندخو، حتی اگر از محیط پیرامون خود فاصله بگیرد، به دلیلِ همراه داشتنِ خوی ناپسندِ خویش، نمی‌تواند از رنج و تبعاتِ آن رهایی یابد.

معنای روان

بدخوی در دست دشمنی گرفتارست که هر کجا رود از چنگ عقوبت او خلاص نیابد.

شخصی که دارای خوی و خصلت‌های ناپسند است، همواره در چنگال دشمنی گرفتار است؛ به‌گونه‌ای که به هر مکان و موقعیتی که سفر کند، راهی برای فرار از مجازات و زجرِ ناشی از آن اخلاقِ بد نمی‌یابد.

نکته ادبی: واژه «بدخوی» ترکیبی از «بد» و «خوی» به معنای خصلت و سیرت ناپسند است. عبارت «در دست دشمنی گرفتار است» استعاره‌ای است از اسارت انسان در بندِ رذایل اخلاقی خود.

آرایه‌های ادبی

استعاره در دست دشمنی گرفتارست

بداخلاقی به یک دشمنِ بیرونی و قدرتمند تشبیه شده که فرد را اسیر کرده است.

اغراق هر کجا رود از چنگ عقوبت او خلاص نیابد

بیانِ همیشگی بودنِ عواقبِ بداخلاقی و غیرممکن بودنِ رهایی از آن، صرف‌نظر از مکان.