گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۱۸

سعدی
دو کس دشمن ملک و دینند: پادشاه بی حلم و دانشمند بی علم.
بر سر ملک مباد ان ملک فرمانده که خدا را نبود بنده فرمانبردار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این عبارات کوتاه بر دو رکن اساسی برای بقای جامعه و دین تأکید دارند: اول، نیازِ مبرمِ حاکمان به ویژگیِ حلم یا بردباری و خردمندی؛ و دوم، ضرورتِ دانشِ راستین برای عالمان. نویسنده هشدار می‌دهد که قدرت بدون مایه اخلاقی و علم بدون عملِ درست، نه تنها گره‌گشا نیستند، بلکه به تباهیِ زیرساخت‌های فکری و سیاسی جامعه می‌انجامند.

در فضای فکری حاکم بر این متن، پیوند عمیقی میانِ فرمانروایی و بندگیِ خداوند برقرار است. در واقع، مشروعیت و تداومِ سلطنتِ یک حاکم، در گروِ فرمان‌برداری او از آموزه‌های الهی و پایبندی به اصولِ اخلاقی دانسته شده است. این نگاهِ عبرت‌آمیز، قدرتِ سیاسی را امانتی می‌داند که تنها در دستانِ فردِ خداترس و بردبار، در مسیرِ درست قرار می‌گیرد.

معنای روان

دو کس دشمن ملک و دینند: پادشاه بی حلم و دانشمند بی علم.

دو گروه از افراد، آسیب‌رسان و دشمنِ کشور و دین هستند: پادشاهی که بردبار نیست و اندیشمندی که دانشی ندارد.

نکته ادبی: واژه حلم در اینجا به معنای بردباری، متانت و خردمندی در تصمیم‌گیری است و ملک به معنای سرزمین و قلمرو می‌باشد.

بر سر ملک مباد ان ملک فرمانده که خدا را نبود بنده فرمانبردار

بر مسندِ حکومتِ هیچ سرزمینی، پادشاهی نباشد که خود بنده و مطیعِ خداوند نیست.

نکته ادبی: استفاده از واژه مباد برای بیان دعا و آرزوی منفی است. تضاد بین فرمان‌ده (پادشاه) و بنده فرمان‌بردار (بنده خدا) محور معنایی این بیت است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (موازنه) پادشاه بی حلم و دانشمند بی علم

نویسنده با قرینه‌سازی، دو آسیب بزرگ اجتماعی را در مقابل هم قرار داده تا تأثیر کلام را بیشتر کند.

اشتقاق فرمان‌ده و فرمان‌بردار

بهره‌گیری از ریشه واحد برای نشان دادن رابطه متقابل میان حاکم و خالق؛ یعنی پادشاه تا زمانی فرمان‌ده خوبی است که خود فرمان‌بردار خداوند باشد.