گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۱۷

سعدی
خشم بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطف بی وقت هیبت ببرد نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند.
درشتی و نرمی به هم در به است چو فاصد که جراح و مرهم نه است
نه مر خویشتن را فزونی نهد نه یکباره تن در مذلت دهد
بگفتا نیک مردی کن نه چندان که گردد خیره گرگ تیز دندان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این متن که در زمره حکمت عملی و اندرزنامه قرار می‌گیرد، بر اصل تعادل و میانه‌روی در رفتار با دیگران و اداره امور تأکید دارد. نویسنده معتقد است که زیاده‌روی در خشم یا مهر، هر دو نتیجه عکس می‌دهند و انسان را از مسیر اعتدال خارج می‌کنند.

هدف اصلی این سخنان، تبیین هنری است که در آن اقتدار همراه با عطوفت به کار گرفته می‌شود تا ضمن حفظ ابهت و جایگاه، از آسیب‌های ناشی از افراط و تفریط در امان ماند. در واقع، مدیریتِ رفتار در اجتماع، نیازمند هوشمندی و شناخت موقعیت‌هاست تا نه جلال و هیبت فرد فرو ریزد و نه اطرافیان از رفتار او آزرده شوند.

معنای روان

خشم بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطف بی وقت هیبت ببرد نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند.

خشم گرفتنِ بیش از حد، موجب ترس و بیزاری می‌شود و مهربانی کردن در زمان نامناسب نیز هیبت و احترام تو را از بین می‌برد. پس در رفتار خود چنان حد تعادلی را نگه دار که نه آن‌قدر تندخو باشی که دیگران از تو دلسرد شوند و نه آن‌قدر نرم‌خو که مردم بر تو گستاخ شوند و حد خود را نگه ندارند.

نکته ادبی: واژه 'هیبت' در اینجا به معنای وقار و احترامی است که مانع از گستاخی دیگران می‌شود و 'دلیر شدن' استعاره از گستاخی و نادیده گرفتن حدود است.

درشتی و نرمی به هم در به است چو فاصد که جراح و مرهم نه است

در رفتار اجتماعی، آمیزه‌ای از سخت‌گیری و مهربانی بهترین روش است؛ همان‌طور که یک پزشک یا حجامت‌گر، هم باید با تیغ جراحی (خشم و قاطعیت) بیماری را درمان کند و هم با مرهم (لطف و مهر)، زخم را تسکین دهد.

نکته ادبی: 'فاصد' به معنای کسی است که فصد یا حجامت می‌کند و تشبیه او به جراح و مرهم‌نه، تمثیلی دقیق از ترکیب قاطعیت و مهربانی است.

نه مر خویشتن را فزونی نهد نه یکباره تن در مذلت دهد

انسان نباید خود را بیش از حد بزرگ بشمارد و به غرور دچار شود، و در عین حال نباید آن‌قدر فروتنی کند که یکباره تن به خواری و ذلت دهد و عزت نفس خود را از بین ببرد.

نکته ادبی: واژه 'مذلت' به معنای خواری و حقارت است که در تقابل با 'فزونی' به معنای تکبر و بزرگ‌بینی قرار گرفته است.

بگفتا نیک مردی کن نه چندان که گردد خیره گرگ تیز دندان

او گفت: نیکی کن اما نه آن‌قدر بی‌دریغ که گرگِ تیزدندان (نماد افراد طمع‌کار و بدذات) گستاخ شود و به واسطه مهربانیِ بیش از حدِ تو، به تو آسیب برساند.

نکته ادبی: 'گرگ تیز دندان' استعاره‌ای از افراد ستمگر و فرصت‌طلب است که از نیکی‌های نابجا سوءاستفاده می‌کنند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو فاصد که جراح و مرهم نه است

شاعر برای تبیین ضرورت جمع بین خشم و لطف، کار فردی حکیم را به کارِ پزشک فاصد تشبیه کرده است که هم با تیغ جراحی (خشونت) و هم با مرهم (لطف) درمان می‌کند.

تضاد درشتی و نرمی

استفاده از دو واژه متضاد برای نشان دادن دو سرِ طیف رفتاری که هدف شاعر، رسیدن به حد میانه میان این دو است.

استعاره گرگ تیز دندان

استفاده از گرگ به عنوان نمادی برای افراد سودجو و خطرناکی که نیکیِ بیش از حد، موجب طمع و گستاخی آنان می‌شود.