گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۱۳

سعدی
تا کار بزر بر می آید جان در خطر افکندن نشاید
حلالست بردن به شمشیر دست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر محورِ تدبیر و عقلانیت در مواجهه با چالش‌های زندگی استوار است و بر این نکته تأکید دارد که پیش از توسل به خطر و قدرت، باید راه‌های آسان‌تر و کم‌هزینه‌تر را آزمود.

در این نگاه واقع‌گرایانه، حفظ جان و سرمایه بر قهرمان‌بازی‌های بی‌مورد مقدم دانسته شده و در عین حال، استفاده از قدرت و زور تنها زمانی مجاز شمرده می‌شود که راه‌های مسالمت‌آمیز و مادی به بن‌بست رسیده باشند.

معنای روان

تا کار بزر بر می آید جان در خطر افکندن نشاید

تا وقتی که می‌توان گرهِ کار را با صرفِ مال و دارایی باز کرد، شایسته نیست که خود را به مهلکه‌ی خطر انداخت و جان را به بازی گرفت.

نکته ادبی: زر در اینجا نه فقط فلز طلا، بلکه استعاره از هرگونه دارایی و امکانات مادی است و جان در خطر افکندن کنایه‌ای از اقدام به کارهای بی‌پرواست.

حلالست بردن به شمشیر دست

زمانی که امور با منطق و تدبیر پیش نرود، دست بردن به سلاح و استفاده از نیروی قهریه برای دفاع یا پیشبرد کار، امری روا و مجاز است.

نکته ادبی: دست بردن به شمشیر، کنایه از توسل به زور و استفاده از خشونتِ کنترل‌شده در شرایط اضطرار است که در ادبیات تعلیمی به عنوان آخرین راهکار مطرح می‌شود.

آرایه‌های ادبی

استعاره زر

نماد مال و دارایی مادی است که در برابر جان قرار گرفته تا اولویت‌ها مشخص شود.

کنایه جان در خطر افکندن

به معنای انجام کارهای بی‌پروا و بی‌حاصل که منجر به از دست رفتن سرمایه وجودی انسان می‌شود.

مجاز شمشیر

نمادِ قدرت، جنگ و ابزارِ قهریه است که جایگزینِ تدبیرِ صلح‌آمیز شده است.