گلستان - باب هشتم در آداب صحبت

سعدی

بخش ۹

سعدی
امروز بکش چو می توان کشت کاتش چو بلند شد جهان سوخت
کند کمان را دشمن که به تیر می توان دوخت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر لزوم تدبیر و دوراندیشی در مواجهه با دشمنان و مخاطرات پیش‌ِ رو تأکید دارد. شاعر توصیه می‌کند که باید پیش از آنکه مشکل یا دشمن قدرت یابد و از کنترل خارج شود، در نطفه مهار گردد.

تأخیر در برخورد با مشکلات و دشمنی‌ها نه تنها کار را دشوارتر می‌کند، بلکه می‌تواند به فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر منجر شود؛ همان‌گونه که آتش کوچک اگر شعله‌ور شود، مهارنشدنی است و دشمن اگر مجال یابد، تلافی خواهد کرد.

معنای روان

امروز بکش چو می توان کشت کاتش چو بلند شد جهان سوخت

امروز تا فرصت باقی است و توانایی داری، دشمن را مهار کن یا مشکل را حل کن؛ زیرا زمانی که آتشِ فتنه شعله‌ور شود و بالا بگیرد، همه چیز را می‌سوزاند و دیگر نمی‌توان آن را خاموش کرد.

نکته ادبی: واژه "کاتش" مخفف "که آتش" است و در این بیت نمادی از فتنه و آشوب محسوب می‌شود. استفاده از "جهان سوخت" مبالغه‌ای برای نشان دادن گستره آسیب است.

کند کمان را دشمن که به تیر می توان دوخت

دشمنی را که اکنون با یک تیر می‌توانی از پای درآوری، به حال خود رها مکن؛ زیرا اگر به او مهلت دهی، او نیز کمان خود را برای ضربه زدن به تو آماده خواهد کرد و کار را بر تو سخت می‌کند.

نکته ادبی: "دوختن" در اینجا کنایه از تیراندازی دقیق و سوراخ کردن پیکر دشمن است که به دلیلِ غفلت، ممکن است به نفع دشمن تمام شود.

آرایه‌های ادبی

استعاره و نماد آتش

نماد فتنه، آشوب و خطراتِ اجتماعی که در صورت نادیده گرفته شدن، گسترش می‌یابد.

کنایه به تیر دوختن

کنایه از کشتن دشمن یا تیراندازی دقیق به سمت او برای دفع خطر.

مبالغه جهان سوخت

اغراق در بیانِ گستردگیِ عواقبِ یک مشکل یا دشمنی که از کنترل خارج شده است.