گلستان - باب هفتم در تأثیر تربیت

سعدی

حکایت شمارهٔ ۱۶

سعدی
پارسایی بر یکی از خداوندن نعمت گذر کرد که بنده ای را دست و پای استوار بسته عقوبت همی کرد گفت ای پسر همچو تو مخلوقی را خدای عزوجل اسیر حکم تو گردانیده است و ترا بر وی فضیلت داده شکر نعمت باری تعالی بجای آر و چندین جفا بر وی مپسند نباید که فردای قیامت به از تو باشد و شرمساری بری.
او را تو بده درم خریدی آخر نه به قدرت آفریدی
ای خواجه ارسلان و آغوش فرمانده خود مکن فراموش
در خبرست از خواجه عالم صلی الله علیه و سلم که گفت بزرگترین حسرت روز قیامت آن بود که یکی بنده صالح را به بهشت برند و خواجه فاسق را به دوزخ.
بر غلامی که طوع خدمت تست خشم بی حد مران و طیره مگیر
که فضیحت بود به روز شمار بنده آزاد و خواجه در زنجیر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه از گلستان سعدی، بازتابی از اندیشه‌های اخلاقی و عرفانی در نکوهشِ کبر و ستایشِ شفقت است. نویسنده با بهره‌گیری از حکایتی که در آن اربابی بر بنده‌ای خشم می‌گیرد، در پی تبیینِ ناپایداریِ مراتبِ دنیوی و برابریِ انسان‌ها در پیشگاهِ عدلِ الهی است.

پیام اصلی متن، هشدار به صاحبانِ قدرت و منزلت است که نباید از جایگاهِ اجتماعیِ خود برای ظلم و ستم بهره جویند؛ چرا که ملاکِ برتری در روز بازپسین، نه ثروت و بندگی، بلکه پارسایی و پرهیزگاری است.

معنای روان

پارسایی بر یکی از خداوندن نعمت گذر کرد که بنده ای را دست و پای استوار بسته عقوبت همی کرد گفت ای پسر همچو تو مخلوقی را خدای عزوجل اسیر حکم تو گردانیده است و ترا بر وی فضیلت داده شکر نعمت باری تعالی بجای آر و چندین جفا بر وی مپسند نباید که فردای قیامت به از تو باشد و شرمساری بری.

زاهدی از کنار مرد ثروتمندی رد شد که بنده خود را با دست و پای بسته شکنجه می‌داد. به او گفت: ای مرد، خداوندِ بزرگ مخلوقی شبیه خودت را تحت اختیار تو قرار داده و تو را بر او برتری بخشیده است؛ پس شکرگزار این نعمت باش و بر او ستم روا مدار، مبادا که در روز قیامت، او نزد خدا مقام بهتری از تو داشته باشد و تو شرمسار شوی.

نکته ادبی: خداوند نعمت: ترکیبی استعاری برای اشاره به توانگران و صاحبانِ مقام. باری تعالی: از اسماءِ جلاله‌ی خداوند.

او را تو بده درم خریدی آخر نه به قدرت آفریدی

تو این بنده را با پول خریده‌ای، اما فراموش نکن که تو خالق او نیستی و قدرت آفرینشِ او را نداشتی؛ پس نباید با او چون موجودی بی‌ارزش رفتار کنی.

نکته ادبی: قدرت آفریدی: اشاره به قدرتِ مطلقِ خالق در برابرِ تواناییِ محدودِ انسان.

ای خواجه ارسلان و آغوش فرمانده خود مکن فراموش

ای کسی که فرمانده و صاحبِ غلامانی (مانند ارسلان و آغوش)، فراموش نکن که خودت نیز در برابر پروردگارت بنده و فرمان‌بردار هستی.

نکته ادبی: ارسلان و آغوش: نام‌هایی که در آن عصر غالباً برای غلامان و بردگان به کار می‌رفت و در اینجا برای تعمیمِ معنا استفاده شده است.

در خبرست از خواجه عالم صلی الله علیه و سلم که گفت بزرگترین حسرت روز قیامت آن بود که یکی بنده صالح را به بهشت برند و خواجه فاسق را به دوزخ.

از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که بزرگ‌ترین حسرتِ روزِ قیامت، لحظه‌ای است که بنده‌ای نیکوکار به بهشت می‌رود و خواجه‌ی گناه‌کارش به دوزخ فرستاده می‌شود.

نکته ادبی: خواجه عالم: کنیه‌ای برای پیامبر اسلام (ص) که به معنای سرورِ جهانیان است.

بر غلامی که طوع خدمت تست خشم بی حد مران و طیره مگیر

بر بنده‌ای که از تو فرمان‌برداری می‌کند، خشم بی‌اندازه مگیر و با تندی و بی‌ملاحظگی رفتار نکن.

نکته ادبی: طیره: به معنای خشم، تندی و سبک‌سری است.

که فضیحت بود به روز شمار بنده آزاد و خواجه در زنجیر

زیرا در روز قیامت بسیار مایه شرمساری و ننگ است که بنده در مقامِ آزادی و رستگاری باشد و اربابش در بندِ عذابِ الهی گرفتار گردد.

نکته ادبی: زنجیر: استعاره از بندها و گرفتاری‌های اخرویِ گناهکاران.

آرایه‌های ادبی

تضاد (تقابل) بنده و خواجه

برجسته کردن تقابل میان جایگاه دنیوی و جایگاه اخروی که در قیامت دستخوش تغییر می‌شود.

تلمیح در خبرست از خواجه عالم

ارجاع به احادیث نبوی برای اعتبار بخشیدن به پند اخلاقی متن.

کنایه در زنجیر

کنایه از گرفتار شدن در آتش دوزخ و عقوبت الهی.