گلستان - باب هفتم در تأثیر تربیت

سعدی

حکایت شمارهٔ ۱۴

سعدی
مردکی را چشم درد خاست پیش بیطار رفت که دوا کن بیطار از آنچه در چشم چارپای میکند در دیده او کشید و کور شد حکومت به داور بردند. گفت برو هیچ تاوان نیست اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی. مقصود ازین سخن آنست تا بدانی که هر آن که ناآزموده را کار بزرگ فرماید با آنکه ندامت برد به نزدیک خردمندان بخفت رای منسوب گردد.
ندهد هوشمند روشن رای به فرومایه کارهای خطیر
بوریا باف اگر چه بافنده است نبرندش به کارگاه حریر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این متن با زبانی حکیمانه و بهره‌گیری از یک تمثیل، بر ضرورت قرار دادن افراد شایسته در جایگاه‌های مناسب تأکید دارد. نویسنده هشدار می‌دهد که سپردن امور مهم و حساس به دست افراد غیرمتخصص و ناآزموده، نه تنها باعث شکست کار می‌شود، بلکه نشان‌دهنده ضعفِ تدبیر و بینشِ تصمیم‌گیرنده است.

در واقع، پیام اصلی این است که هر کاری نیازمند تخصص و تجربه متناسب با خود است و نادیده گرفتن این اصل، پیامدهای ناگوار و جبران‌ناپذیری به همراه دارد. انتخاب نادرستِ مجریانِ کار، در نگاه خردمندان، ناشی از بی‌خردیِ خودِ انتخاب‌کننده محسوب می‌شود.

معنای روان

مردکی را چشم درد خاست پیش بیطار رفت که دوا کن بیطار از آنچه در چشم چارپای میکند در دیده او کشید و کور شد حکومت به داور بردند. گفت برو هیچ تاوان نیست اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی. مقصود ازین سخن آنست تا بدانی که هر آن که ناآزموده را کار بزرگ فرماید با آنکه ندامت برد به نزدیک خردمندان بخفت رای منسوب گردد.

شخصی که از درد چشم رنج می‌برد، به اشتباه به سراغ دامپزشک رفت و درمان غیرتخصصی او باعث کوری‌اش شد. قاضی در دادگاه، دامپزشک را تبرئه کرد و علت اصلی این فاجعه را خودِ بیمار دانست که با نادانی، کار خود را به نااهل سپرده است. این حکایت، هشداری است که هرکس کار بزرگ و حساس را به دست آدم‌های بی‌کفایت بسپارد، باید منتظر پشیمانی و سرزنش عاقلان باشد.

نکته ادبی: واژه 'بیطار' به معنای دامپزشک است و استفاده از آن در متون کهن برای نشان دادن تقابلِ میانِ حوزه فعالیت تخصصیِ حیوانات و انسان است.

ندهد هوشمند روشن رای به فرومایه کارهای خطیر

فرد خردمند و روشن‌بین، کارهای دشوار و سرنوشت‌ساز را به دست افراد نالایق و بی‌تجربه نمی‌سپارد.

نکته ادبی: واژه 'خطیر' به معنای بزرگ، مهم و پرخطر است و 'فرومایه' در اینجا به معنای کسی است که فاقدِ صلاحیت و کمالات لازم برای انجام کار است.

بوریا باف اگر چه بافنده است نبرندش به کارگاه حریر

اگرچه بافنده حصیر در کار خود استاد است، اما او را برای بافتن پارچه‌های نفیس ابریشمی که ظرافت خاص خود را دارند، به کار نمی‌گمارند.

نکته ادبی: این بیت از صنعت تضاد و تمثیل برای نشان دادن لزوم تناسب میان تخصص فرد و نوعِ کار استفاده می‌کند.

آرایه‌های ادبی

تمثیل (Allegory) حکایت مرد و بیطار

داستانِِ فردی که به دامپزشک مراجعه می‌کند، تمثیلی است برای کسانی که در امور مهمِ زندگی یا مدیریتی، به افراد غیرمتخصص مراجعه می‌کنند.

طنز و کنایه اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی

استفاده از سخنی تند و گزنده برای بیان این حقیقت که سرزنشِ انتخابِ غلط، متوجهِ خودِ انتخاب‌کننده است.

تضاد (Contrast) بوریا و حریر

قرار دادنِ دو کالایِ ناهمگون در کنار هم برای تأکید بر اینکه هر تخصصی جایگاه ویژه خود را دارد و نباید تخصص‌های ساده را با تخصص‌های پیچیده یکی دانست.