گلستان - باب هفتم در تأثیر تربیت

سعدی

حکایت شمارهٔ ۹

سعدی
در تصانیف حکما آروده اند که کژدم را ولادت معهود نیست چنان که دیگر حیوانان را، بل احشای مادر را بخورند و شکمش را بدرند و راه صحرا گیرند و آن پوست ها که در خانه کژدم بینند اثر آنست. باری این نکته پیش بزرگی همی گفتم، گفت دل من بر صدق این سخن گواهی میدهد و جز چنین نتوان بودن در حالت خردی با مادر و پدر چنین معاملت کرده اند لاجرم در بزرگی چنین مقبلند و محبوب
پسری را پدر وصیت کرد کای جوان بخت یادگیر این پند
هر که با اهل خود وفا نکند نشود دوست روی و دولتمند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این متن با بهره‌گیری از یک باور کهن زیست‌شناختی (که در ادبیات گذشته به عنوان حقیقتی علمی پذیرفته شده بود)، به نقد رفتارهای غیراخلاقی و بی‌وفایی نسبت به والدین می‌پردازد. نویسنده با ترسیم تصویری از کژدم که گویی به جان مادر خود می‌افتد، تمثیلی زنده از فرزند ناسپاس ارائه می‌دهد که ریشه در ذات او دارد.

در واقع، پیام اصلی این است که رفتار آدمی در دوران خردسالی و نحوه‌ی تعامل او با والدین، آینه‌ی تمام‌نمای آینده اوست. کسی که در حق سرچشمه وجود خود (والدین) جفا کند، در آینده نیز فردی محبوب و مقبول در میان جامعه نخواهد بود و طعم خوشبختی و موفقیت را نخواهد چشید.

معنای روان

در تصانیف حکما آروده اند که کژدم را ولادت معهود نیست چنان که دیگر حیوانان را، بل احشای مادر را بخورند و شکمش را بدرند و راه صحرا گیرند و آن پوست ها که در خانه کژدم بینند اثر آنست. باری این نکته پیش بزرگی همی گفتم، گفت دل من بر صدق این سخن گواهی میدهد و جز چنین نتوان بودن در حالت خردی با مادر و پدر چنین معاملت کرده اند لاجرم در بزرگی چنین مقبلند و محبوب

در کتاب‌های دانشمندان آمده است که شیوه تولد کژدم مانند دیگر حیوانات نیست؛ بلکه آن‌ها احشای بدن مادر را می‌خورند، شکم او را می‌درند و سپس راهی بیابان می‌شوند؛ پوست‌هایی هم که در لانه کژدم دیده می‌شود، نشانه‌ای از همین اتفاق است. روزی این نکته را برای بزرگی بازگو می‌کردم، او گفت: قلب من به صحت این گفته گواهی می‌دهد؛ زیرا رفتار آن‌ها در کودکی با پدر و مادر جز این نبوده است، پس طبیعی است که در بزرگسالی هم کسی آن‌ها را دوست نداشته باشد و در زندگی بخت‌یار نباشند.

نکته ادبی: واژه «تصانیف» جمع تصنیف به معنای کتاب‌ها و تألیفات است. عبارت «مقبل» در اینجا به معنای کسی است که از اقبال و بخت خوش برخوردار است و نزد مردم محبوبیت دارد.

پسری را پدر وصیت کرد کای جوان بخت یادگیر این پند

پدری به پسر خود نصیحت و وصیت می‌کرد که ای فرزند خوش‌عاقبت، این پند را به خوبی به خاطر بسپار و فراگیر.

نکته ادبی: «جوان‌بخت» صفتی است برای کسی که بخت و اقبال جوانی و درخشندگی دارد. «وصیت» در متون کهن لزوماً به معنای سفارش پیش از مرگ نیست، بلکه به معنای توصیه و اندرز مهم است.

هر که با اهل خود وفا نکند نشود دوست روی و دولتمند

هر کسی که در حق خانواده و نزدیکان خود وفادار و مهربان نباشد، هرگز در میان مردم محبوب نخواهد شد و به عزت و دولتمندی و جایگاه اجتماعی دست نخواهد یافت.

نکته ادبی: «اهل» در اینجا به معنای خانواده و خویشاوندان است. «دوست‌روی» کنایه از کسی است که چهره‌ای مقبول دارد و مورد محبت و پذیرش مردم واقع می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تمثیل (Allegory) شرح ولادت کژدم

نویسنده برای بیان مذمت فرزند ناسپاس، از باور کهن رفتار کژدم با مادرش به عنوان تمثیلی برای بی‌وفایی استفاده کرده است.

کنایه دوست روی

کنایه از فرد محبوب و مقبول که دیگران به او علاقه‌مند هستند.

استدلال منطقی (تعلیل) لاجرم در بزرگی چنین مقبلند و محبوب

شاعر با نوعی استدلال علی و معلولی، ریشه بدبختی بزرگسالان را در خطاهای رفتاری دوران کودکی‌شان می‌داند.