گلستان - باب هفتم در تأثیر تربیت

سعدی

حکایت شمارهٔ ۶

سعدی
پادشاهی پسری را به ادیبی داد و گفت این فرزند تست، تربیتش همچنان کن که یکی از فرزندان خویش. ادیب خدمت کرد و متقبل شد و سالی چند برو سعی کرد و به جایی نرسید و پسران ادیب در فضل و بلاغت منتهی شدند. ملک دانشمند را مواخذت کرد و معاتبت فرمود که وعده خلاف کردی و وفا به جا نیاوردی. گفت بر رأی خداوند روی زمین پوشیده نماند که تربیت یکسانست و طباع مختلف
بر همه عالم همی تابد سهیل جایی انبان میکند جایی ادیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایت تامل‌برانگیز به رابطه پیچیده میان آموزش و استعداد ذاتی انسان می‌پردازد. نویسنده با ترسیم فضایی واقع‌گرایانه نشان می‌دهد که تربیت و محیط آموزشی هرچند ابزاری مهم برای رشد هستند اما در برابر تفاوت‌های ساختاری و سرشت درونی افراد محدودیت‌هایی دارند.

مفهوم محوری این متن تاکید بر نقش بنیادین ظرفیت‌های ذاتی در شکوفایی استعدادهاست. در واقع نویسنده با بیانی استدلالی ثابت می‌کند که یکسان‌بودن آموزش لزوماً به نتایج یکسان منجر نمی‌شود و تفاوت‌های فردی عامل تعیین‌کننده در میزان پذیرش و کمال هر شخص است.

معنای روان

پادشاهی پسری را به ادیبی داد و گفت این فرزند تست، تربیتش همچنان کن که یکی از فرزندان خویش. ادیب خدمت کرد و متقبل شد و سالی چند برو سعی کرد و به جایی نرسید و پسران ادیب در فضل و بلاغت منتهی شدند. ملک دانشمند را مواخذت کرد و معاتبت فرمود که وعده خلاف کردی و وفا به جا نیاوردی. گفت بر رأی خداوند روی زمین پوشیده نماند که تربیت یکسانست و طباع مختلف

پادشاهی پسر خود را برای آموزش به معلمی سپرد و از او خواست که همان‌گونه که فرزندان خودش را تربیت می‌کند او را نیز آموزش دهد. معلم پذیرفت و سال‌ها تلاش کرد اما نتیجه‌ای نگرفت در حالی که فرزندان خودِ معلم در دانش و سخنوری به اوج رسیدند. پادشاه معلم را توبیخ کرد که چرا به عهد خود وفا نکردی. معلم پاسخ داد که بر پادشاه پوشیده نیست که روش تربیت یکسان است اما سرشت و ظرفیت درونی افراد متفاوت است.

نکته ادبی: واژه طباع جمع طبع است که به معنای سرشت ذات و خوی درونی است. در اینجا بر تفاوت ذاتی افراد در پذیرش دانش اشاره دارد.

بر همه عالم همی تابد سهیل جایی انبان میکند جایی ادیم

ستاره سهیل بر همه عالم می‌تابد اما تاثیرش متفاوت است به طوری که در جایی پوست را به کیسه‌ای چرمین تبدیل می‌کند و در جای دیگر آن را به چرمی بسیار ظریف و قیمتی بدل می‌سازد.

نکته ادبی: سهیل نام ستاره‌ای درخشان است که در فرهنگ ادبی کهن باور عمومی بر این بود که تابش آن موجب کیفیت برتر چرم در یمن می‌شود. این تصویر استعاره‌ای برای تاثیر متفاوت یک عامل واحد بر پذیرنده‌های مختلف است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) تربیت یکسانست و طباع مختلف

مقایسه میان یکسانی روش و تفاوت نتیجه که تاکید بر محدودیت تربیت در برابر استعداد ذاتی دارد.

تلمیح سهیل

اشاره به باور پیشینیان درباره تاثیر خاص تابش ستاره سهیل بر کیفیت چرم.

کنایه انبان و ادیم

اشاره به تفاوت در پذیرش و استعداد که موجب بروز نتایج متفاوت از یک منبع واحد می‌شود.