گلستان - باب ششم در ضعف و پیری

سعدی

حکایت شمارهٔ ۸

سعدی
پیر مردی را گفتند چرا زن نکنی گفت با پیر زنانم عیشی نباشد. گفتند جوانی بخواه چو مکنت داری. گفت مرا که پیرم با پیر زنان الفت نیست پس او را که جوان باشد با من که پیرم چه دوستی صورت بندد؟
زور باید نه زر که بانو را گزری دوستتر که ده من گوشت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعات کوتاه در پی آن است که با زبانی ساده و حکیمانه، واقع‌گرایی در روابط انسانی و پرهیز از تصمیم‌های ناشی از غرور یا ثروت را تبیین کند. نگاه نویسنده به مسئله ازدواج، نگاهی مبتنی بر سازگاری روحی، جسمی و تناسب میان زوجین است که همواره بر ظواهر مادی پیشی دارد.

در بخش دوم، نگاهی صریح و بی‌پرده به اولویت‌های روانی و غریزی در روابط زناشویی مطرح می‌شود. شاعر با تضاد میان «زور» (توانمندی) و «زر» (ثروت)، به زبانی طنزآمیز بیان می‌کند که چگونه نیازهای ذاتی انسان بر تعلقات مادی ارجحیت دارد و هیچ ثروتی نمی‌تواند جایگزین اشتیاق و توانایی طبیعی شود.

معنای روان

پیر مردی را گفتند چرا زن نکنی گفت با پیر زنانم عیشی نباشد. گفتند جوانی بخواه چو مکنت داری. گفت مرا که پیرم با پیر زنان الفت نیست پس او را که جوان باشد با من که پیرم چه دوستی صورت بندد؟

از پیرمردی پرسیدند چرا ازدواج نمی‌کنی؟ گفت: با زنان هم‌سن‌وسال خودم نشاط و لذتی نمی‌برم. به او پیشنهاد دادند که حالا که ثروتمندی، زنی جوان بگیر. پاسخ داد: وقتی منِ پیرمرد با هم‌سن‌وسالان خودم انس و الفتی ندارم، چطور انتظار دارید زنی جوان با منِ پیر الفت بگیرد؟

نکته ادبی: عبارت «عیشی نباشد» در متون کهن به معنای نبودِ نشاط و لذتِ زناشویی است و «مکنت» به دارایی و توانمندی مالی اشاره دارد. ساختار جملات بر پایه استدلال منطقی است.

زور باید نه زر که بانو را گزری دوستتر که ده من گوشت

زنان در اصل به توانمندی و نیروی مرد نیاز دارند، نه به ثروت و دارایی او؛ چرا که یک هم‌بستریِ کوتاه و پرشور برای آنان از داشتنِ مال و ثروتِ بسیار، دلپذیرتر است.

نکته ادبی: «ده من گوشت» در اینجا کنایه از ثروت فراوان و رزق و روزی است و «گزری» اشاره به یک ملاقات یا هم‌بستری گذرا و کوتاه دارد.

آرایه‌های ادبی

استدلال منطقی مرا که پیرم با پیر زنان الفت نیست پس او را که جوان باشد با من که پیرم چه دوستی صورت بندد؟

بهره‌گیری از برهان قیاسی و منطقی برای اثبات عدم سازگاری در ازدواج نابرابر.

تضاد (طباق) زور و زر

تقابل میان قدرت جسمانی و ثروت مادی برای برجسته کردن اولویت غریزه.

کنایه ده من گوشت

کنایه از مال و اموال زیاد و رفاه مادی.