گلستان - باب پنجم در عشق و جوانی

سعدی

حکایت شمارهٔ ۱۵

سعدی
یکی را زنی صاحب جمال جوان در گذشت و مادر زن فرتوت به علت کابین در خانه متمکن بماند و مرد از محاورت او به جان رنجیدی و از مجاورت او چاره ندیدی تا گروهی آشنایان بپرسیدن آمدنش.
یکی گفتا چگونهای در مفارقت یار عزیز گفت نادیدن زن بر من چنان دشخوار نیست که دیدن مادر زن.
دیده بر تارک سنان دیدن خوشتر از روی دشمنان دیدن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایت کوتاه، با نگاهی طنزآمیز و واقع‌گرایانه به مسائل خانوادگی، موقعیت دشوار مردی را پس از درگذشت همسرش توصیف می‌کند که میان دو فشار گرفتار شده است: غمِ از دست دادن همسر و اجبار به تحملِ حضور مادر همسری که تداوم حضورش در خانه، نمادی از محدودیت و رنجش خاطر برای اوست.

درونمایه این اثر، تقابلِ عاطفی انسان با سنت‌های حقوقی و فشارهای اجتماعی است که گاه عرصه را بر فرد چنان تنگ می‌کند که او دیدنِ مهلک‌ترین صحنه‌ها را به دیدنِ چهره‌یِ کسی که از او بیزار است، ترجیح می‌دهد.

معنای روان

یکی را زنی صاحب جمال جوان در گذشت و مادر زن فرتوت به علت کابین در خانه متمکن بماند و مرد از محاورت او به جان رنجیدی و از مجاورت او چاره ندیدی تا گروهی آشنایان بپرسیدن آمدنش.

مردی همسر جوان و زیبای خود را از دست داد، اما مادرِ پیرِ همسرش به خاطر مهریه‌ای که طلب داشت، در خانه او ماندگار شد. مرد از هم‌کلامی و معاشرت با او بسیار آزرده بود و راهی برای رهایی از این وضع نمی‌یافت تا اینکه گروهی از آشنایان برای پرس‌وجو و تسلی نزد او آمدند.

نکته ادبی: واژه "فرتوت" به معنای بسیار پیر و ناتوان است و "کابین" در اینجا به معنای مهریه است که طبق قانون و عرفِ آن دوره، تا پرداخت نمی‌شد، مادر زن حقی قانونی برای ماندن در خانه داماد داشت.

یکی گفتا چگونهای در مفارقت یار عزیز گفت نادیدن زن بر من چنان دشخوار نیست که دیدن مادر زن.

یکی از آشنایان از او پرسید که چگونه فراق همسر عزیزت را تحمل می‌کنی؟ مرد در پاسخ گفت: غمِ دوری از همسر، به اندازه رنجی که از دیدنِ مادرِ او در این خانه می‌برم، برایم دشوار نیست.

نکته ادبی: استفاده از عبارت "دشخوار" به معنای دشوار و سخت، که در ادبیات کلاسیک رایج بوده است.

دیده بر تارک سنان دیدن خوشتر از روی دشمنان دیدن

چشم دوختن به سرِ بریده بر نوکِ نیزه، بسیار خوش‌تر و گواراتر از آن است که آدم مجبور باشد به رویِ کسی نگاه کند که از او متنفر است.

نکته ادبی: در اینجا "تارک سنان" به معنای بالای نیزه است که کنایه‌ای از مرگ و واقعه‌ای فجیع است که با وجود هولناکی، از دیدنِ شخصِ منفور، سبک‌تر شمرده شده است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه دیده بر تارک سنان دیدن خوشتر از روی دشمنان دیدن

شاعر با استفاده از اغراق، میزان بیزاری و رنج خود از حضور مادر زن را به تصویر می‌کشد تا جایی که مرگ و صحنه‌های دلخراش را به حضور فردِ ناخوشایند ترجیح می‌دهد.

کنایه تارک سنان

اشاره به مجازات یا مرگِ فجیع، جهت نشان دادن اوجِ استیصال و ناخشنودی گوینده.