گلستان - باب پنجم در عشق و جوانی

سعدی

حکایت شمارهٔ ۱۱

سعدی
یکی را پرسیدند از مستعربان بغداد ما تقول فی المرْد گفت لا خیر فیهمْ مادام احد همْ لطیفا یتخاشن فاذا خشن یتلاطف یعنی چندان که خوب و لطیف و نازک اندام است درشتی کند و سختی چون سخت و درشت چنان که به کاری نیاید تلطف کند و درشتی نماند.
امرد آنگه که خوب و شیرین است تلخ گفتار و تند خوی بود
چون به ریش آمد و به لعنت شد مردم آمیز و مهر جوی بود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این متن کوتاه حکایتی عبرت‌آموز با رویکردی طنزآمیز و اجتماعی است که به نقد رفتارهای متناقض انسان‌ها می‌پردازد. نویسنده در اینجا از وضعیت ظاهری جوانان بی‌ریش به عنوان تمثیلی برای رفتارهای ناپایدار و منفعت‌طلبانه افراد استفاده می‌کند تا نشان دهد چگونه برخی اشخاص بر اساس موقعیت خود، خوی و اخلاقشان را تغییر می‌دهند.

مفهوم کلی این حکایت، بیان این واقعیت تلخ است که بسیاری از افراد در دوران شکوه و زیبایی یا قدرت، مغرور و بدخلق هستند و وقتی این امتیازات را از دست می‌دهند، برای جلب توجه دیگران و جبران تنهایی، به ظاهرسازی و مهربانی‌های مصلحتی روی می‌آورند.

معنای روان

یکی را پرسیدند از مستعربان بغداد ما تقول فی المرْد گفت لا خیر فیهمْ مادام احد همْ لطیفا یتخاشن فاذا خشن یتلاطف یعنی چندان که خوب و لطیف و نازک اندام است درشتی کند و سختی چون سخت و درشت چنان که به کاری نیاید تلطف کند و درشتی نماند.

از یکی از عرب‌زبانانِ شهر بغداد درباره نظرش پیرامون پسران بی‌ریش پرسیدند. او در پاسخ گفت: خیری در آنان نیست؛ زیرا تا زمانی که جوان و زیبا و لطیف هستند، رفتارشان خشن و تند است و زمانی که پیر می‌شوند و چهره‌شان زمخت و خشن می‌شود، به نرم‌خویی و مهربانی روی می‌آورند.

نکته ادبی: مستعرب به کسی گفته می‌شود که اصالتاً عرب نیست اما به زبان عربی سخن می‌گوید. عبارت عربی متن، نقد مستقیمِ تضادِ رفتار با وضعیتِ ظاهری است.

امرد آنگه که خوب و شیرین است تلخ گفتار و تند خوی بود

جوانِ زیبارو که چهره‌ای دلنشین و جذاب دارد، در همان دورانی که باید با ظرافت رفتار کند، زبانی تند و اخلاقی ناخوشایند دارد.

نکته ادبی: تضاد میان زیبایی چهره (خوب و شیرین) و زشتیِ گفتار (تلخ و تند) برای برجسته‌سازی تناقض در رفتار انسان به کار رفته است.

چون به ریش آمد و به لعنت شد مردم آمیز و مهر جوی بود

زمانی که موی صورتش در می‌آید و از آن جذابیت و زیبایی اولیه می‌افتد و دیگر آن محبوبیت سابق را ندارد، ناگزیر می‌شود که با مردم معاشرت کند و برای جلب محبت آنان، مهر و دوستی بورزد.

نکته ادبی: به ریش آمدن کنایه‌ای از گذشتن دوران جوانی و زیبایی و به تعبیر متن به لعنت شدن (از چشم افتادن) است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) لطیف و خشن / خوب و شیرین و تلخ

نویسنده با کنار هم قرار دادن واژگان متضاد، تناقض رفتاری انسان را در دو دوره از زندگی به تصویر کشیده است.

کنایه به ریش آمدن

کنایه از بزرگ شدن و عبور از دوره زیبایی و جوانی و در نتیجه از دست دادن ناز و کرشمه است.

طنز و هجو کل حکایت

استفاده از یک موقعیت ظاهری برای انتقاد تند از تغییر رفتار افراد بر اساس منافع شخصی.