گلستان - باب چهارم در فواید خاموشی

سعدی

حکایت شمارهٔ ۱۲

سعدی
خطیبی کریه الصوت خود را خوش آواز پنداشتی و فریاد بیهده برداشتی گفتی نعیب غراب البین در پرده الحان اوست یا آیت ان انکر الاصوات لصوت الحمیر در شأن او.
مردم قریه بعلت جاهی که داشت بلیتش می کشیدند و اذیتش را مصلحت نمی دیدند تا یکی از خطبای آن اقلیم که با او عداوتی نهانی داشت باری به پرسش آمده بودش. گفت: تو را خوابی دیده ام، خیر باد. گفتا چه دیدی؟ گفت: چنان دیدم که تو را آواز خوش بودی و مردمان از انفاس تو در راحت.
خطیب اندرین لختی بیندیشید و گفت: این مبارک خواب است که ددی مرا بر عیب خود واقف گردانیدی، معلوم شد که آواز ناخوش دارم و خلق از بلند خواندن من در رنج، توبه کردم کزین پس خطبه نگویم مگر به آهستگی.
از صحبت دوستی به رنجم کاخلاق بدم حسن نماید
کو دشمن شوخ چشم ناپاک تا عیب مرا به من نماید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایت بر اهمیتِ حقیقت‌جویی و خطرِ چاپلوسی تأکید می‌ورزد. نویسنده با ترسیم چهره‌ی خطیبی که در توهمِ کمال گرفتار است، نشان می‌دهد که چگونه تملقِ اطرافیان می‌تواند آدمی را در جهل نسبت به کاستی‌های خویش باقی بگذارد و او را در نظرِ مردم خوار سازد.

در مقابل، این دشمن است که با نقدِ صریح و گاه طعنه‌آمیز، آیینه‌ای در برابرِ شخص می‌گیرد و او را به سوی اصلاحِ رفتار سوق می‌دهد. این متن با زبانی حکیمانه نتیجه می‌گیرد که نقدِ دلسوزانه‌ی دشمن، از همراهیِ فریبنده‌ی دوستانِ چاپلوس که بدی‌ها را نیک جلوه می‌دهند، بسیار ارزشمندتر و راهگشاتر است.

معنای روان

خطیبی کریه الصوت خود را خوش آواز پنداشتی و فریاد بیهده برداشتی گفتی نعیب غراب البین در پرده الحان اوست یا آیت ان انکر الاصوات لصوت الحمیر در شأن او.

خطیبی با صدایی گوش‌خراش، خود را خوش‌خوان می‌پنداشت و بیهوده فریاد می‌زد؛ آوازش به صدای کلاغی شوم که نوید جدایی می‌دهد می‌مانست و گویی آن آیه قرآن که صدای الاغ را ناخوش‌ترین صداها می‌داند، در وصفِ او نازل شده بود.

نکته ادبی: اشاره به آیه نوزدهم سوره لقمان دارد. غراب البین (کلاغِ جدایی) در فرهنگ ادبیات کهن، نماد نحسی و آوازِ ناهنجار است.

مردم قریه بعلت جاهی که داشت بلیتش می کشیدند و اذیتش را مصلحت نمی دیدند تا یکی از خطبای آن اقلیم که با او عداوتی نهانی داشت باری به پرسش آمده بودش. گفت: تو را خوابی دیده ام، خیر باد. گفتا چه دیدی؟ گفت: چنان دیدم که تو را آواز خوش بودی و مردمان از انفاس تو در راحت.

مردمِ روستا به‌دلیلِ مقام و منصبی که او داشت، وی را تحمل می‌کردند و مصلحت نمی‌دیدند که به او اعتراض کنند؛ تا اینکه یکی از هم‌قطارانش که با او دشمنیِ پنهان داشت، با بهانه‌ی تعریفِ خوابی، نزد او آمد و گفت که در خواب دیده‌ام صدایت خوش شده و مردم از شنیدن آن لذت می‌برند.

نکته ادبی: استفاده از عبارت «خواب دیدن» ترفندی است برای بیان حقیقتی که در بیداری امکان بازگویی آن نبود، چرا که او در بیداری صدایی ناخوش داشت.

خطیب اندرین لختی بیندیشید و گفت: این مبارک خواب است که ددی مرا بر عیب خود واقف گردانیدی، معلوم شد که آواز ناخوش دارم و خلق از بلند خواندن من در رنج، توبه کردم کزین پس خطبه نگویم مگر به آهستگی.

خطیب لحظه‌ای تأمل کرد و گفت این خوابِ مبارکی است که باعث شد عیبِ پنهانم را بشناسم. اکنون دانستم که صدایم ناخوش است و مردم از بلندخوانیِ من در رنج‌اند؛ پس توبه کردم که از این پس خطبه را فقط با آرامش و آهستگی بخوانم.

نکته ادبی: واژه «ددی» در متون کهن به معنای «که» یا «زیرا» (حرف تعلیل) به کار رفته است.

از صحبت دوستی به رنجم کاخلاق بدم حسن نماید

من از دوستیِ کسی که بدی‌های اخلاقی مرا نیکو جلوه می‌دهد و با چاپلوسی حقیقت را از من پنهان می‌کند، در رنج و عذاب هستم.

نکته ادبی: حسن نماید در اینجا به معنای زیبا جلوه دادنِ عیب و کاستی است.

کو دشمن شوخ چشم ناپاک تا عیب مرا به من نماید

کجاست دشمنی که با گستاخی و صراحت، بی‌پرده عیب‌های مرا به من نشان دهد و راهِ اصلاح را بر من بگشاید؟

نکته ادبی: شوخ‌چشم در متون کهن علاوه بر بی‌حیایی، به معنای جسور و گستاخ در نگاه و کلام نیز به کار می‌رود.

آرایه‌های ادبی

تلمیح ان انکر الاصوات لصوت الحمیر

اشاره به آیه ۱۹ سوره لقمان که صدای ناخوشایند را به صدای الاغ تشبیه کرده است.

کنایه نعیب غراب البین

کنایه از آوازِ گوش‌خراش و شوم که با شنیدن آن، حس ناخوشایندی به مخاطب دست می‌دهد.

طنز و کنایه چنان دیدم که تو را آواز خوش بودی

استفاده از زبان طنز برای نقد غیرمستقیم که در واقع به معنای ناخوش بودنِ صدای خطیب در بیداری است.

تضاد دوست و دشمن

تقابل مفهومی میان دوستیِ چاپلوس و دشمنیِ خیرخواه که هر دو در نقشِ مصلح یا مفسد ظاهر می‌شوند.