گلستان - باب چهارم در فواید خاموشی

سعدی

حکایت شمارهٔ ۷

سعدی
یکی را از حکما شنیدم که می گفت هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر آن کس که چون دیگری در سخن باشد همچنان ناتمام گفته سخن آغاز کند.
سخن را سر است ای خداوند و بن میاور سخن در میان سخن
خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش نگوید سخن تا نبیند خموش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعات به آداب والای سخن گفتن و اهمیت گوش سپردن به کلام دیگران می‌پردازد و یکی از زشت‌ترین عادت‌های کلامی یعنی پریدن میان سخن دیگران را نقد می‌کند. از دیدگاه این متن، خردمندی تنها در خوب گفتن نیست، بلکه در شناخت زمان مناسب برای سکوت و رعایتِ ادبِ کلامی است که نشان از دانایی و فرهنگِ شخص دارد.

پیام اصلی این است که انسانِ دانا و هوشمند پیش از آنکه اطمینان یابد شنونده‌ای مشتاق و خاموش در برابر اوست، لب به سخن نمی‌گشاید. کسی که کلام دیگران را نیمه‌کاره می‌گذارد، در واقع نادانی و بی‌ادبی خود را پیش از هر سخنی برملا می‌سازد.

معنای روان

یکی را از حکما شنیدم که می گفت هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر آن کس که چون دیگری در سخن باشد همچنان ناتمام گفته سخن آغاز کند.

از یکی از دانایان شنیدم که می‌گفت: هیچ‌کس به نادانی خودش اعتراف نکرده است، مگر کسی که وقتی دیگری در حال صحبت است، هنوز کلام او تمام نشده، حرفش را قطع می‌کند و سخن خودش را شروع می‌کند.

نکته ادبی: واژه «حکما» جمع «حکیم» به معنای دانایان است و «اقرار» در اینجا به معنای اعترافِ غیرمستقیم و آشکار کردنِ نادانی است.

سخن را سر است ای خداوند و بن میاور سخن در میان سخن

ای صاحب‌نظر و ای کسی که خردمندی، بدان که هر گفتاری آغاز و انجامی دارد و باید رعایتِ این حد و مرز بشود؛ پس هرگز میانِ کلامِ کسی دیگر، سخنی نگو.

نکته ادبی: «سر و بن» استعاره از آغاز و پایان یا همان ساختارِ منطقیِ کلام است و «خداوند» در اینجا به معنای صاحب یا کسی است که دارای آن صفت است.

خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش نگوید سخن تا نبیند خموش

انسانِ کاردان و بافرهنگ که بهره‌ای از هوش دارد، تا زمانی که مطمئن نشود شنونده آماده و خاموش است، سخنی بر زبان نمی‌آورد.

نکته ادبی: «خموش» در اینجا صفتِ جانشینِ اسم است که به معنای «شنونده‌ی ساکت و آماده‌ی گوش دادن» به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره مکنیه سخن را سر است و بن

سخن به موجودی تشبیه شده که دارای سر (ابتدا) و بن (انتها) است تا بر رعایتِ ساختار و آدابِ گفت و شنود تأکید شود.

تضاد سخن / خموش

تقابل میانِ کلام و سکوت برای نشان دادنِ اهمیتِ رعایتِ نوبت در گفتگو.

تکرار (واژه‌آرایی) سخن

تکرارِ واژه سخن در ابیات جهت تأکید بر موضوع اصلی و نهادینه کردنِ اهمیتِ آدابِ گفتاری.