گلستان - باب چهارم در فواید خاموشی

سعدی

حکایت شمارهٔ ۵

سعدی
جالینوس ابلهی را دید دست در گریبان دانشمندی زده و بی حرمتی همی کرد گفت اگر این نادان نبودی کار وی با نادانان بدین جا نرسیدی.
اگر نادان به وحشت سخت گوید خردمندش به نرمی دل بجوید
دو صاحبدل نگهدارند مویی همیدون سرکشی و آزرم جویی
یکی را زشت خویی داد دشنام تحمل کرد و گفت ای خوب فرجام
بتر زانم که خواهی گفتن آنی که دانم عیب من چون من ندانی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این متن با نگاهی اخلاقی به مقوله خردمندی، بر این باور است که رفتار حکیمانه در برابر نادانی، دوری از تنش و واکنش‌های هیجانی است. در نگاه نویسنده، بزرگیِ مقام دانشمند در گرو سعه‌صدر و توانایی او در مدیریتِ رفتارهای ناخوشایندِ جاهلان است و او نباید تا سطح آنان تنزل کند.

همچنین این قطعات بر اهمیتِ خودشناسی تأکید می‌ورزند؛ چرا که انسانی که از کاستی‌های خویش آگاه است، دیگر نه تنها از ملامتِ دیگران برنمی‌آشوبد، بلکه با فروتنی و نرم‌خویی، به آرامش دست می‌یابد و پیوندهای انسانی را حتی در شرایطِ بسیار ظریف و حساس، حفظ می‌کند.

معنای روان

جالینوس ابلهی را دید دست در گریبان دانشمندی زده و بی حرمتی همی کرد گفت اگر این نادان نبودی کار وی با نادانان بدین جا نرسیدی.

جالینوس (پزشک و فیلسوف یونانی) مرد نادانی را دید که به دانشمندی حمله‌ور شده و به او بی‌احترامی می‌کرد. جالینوس با دیدن این صحنه گفت: اگر این شخص دانشمند، حقیقتاً خردمند بود، کارش با نادانان به این نقطه از درگیری و کشمکش نمی‌کشید.

نکته ادبی: در متون قدیم، «گریبان گرفتن» کنایه از درگیری و پرخاشگری است و «همی کرد» بیانگر استمرار در گذشته است.

اگر نادان به وحشت سخت گوید خردمندش به نرمی دل بجوید

اگر فرد نادان با تندی و خشونت سخن گفت، انسانِ خردمند باید با نرمی و مهربانی با او رفتار کند تا دلش را به دست آورد.

نکته ادبی: واژه «وحشت» در اینجا به معنای خویِ تند و ناآرامِ جاهل است که در مقابل «نرمی» قرار دارد.

دو صاحبدل نگهدارند مویی همیدون سرکشی و آزرم جویی

دو انسانِ صاحب‌دل و خردمند، حتی اگر پیوندشان به باریکیِ یک مو باشد (بسیار آسیب‌پذیر)، آن را حفظ می‌کنند و به خوبی می‌دانند که چه زمانی باید سرسخت باشند و چه زمانی باید با تواضع و آزرم رفتار کنند.

نکته ادبی: «همیدون» به معنای «همچنین» و «آزرم» به معنای حیا، شرم و احترام است.

یکی را زشت خویی داد دشنام تحمل کرد و گفت ای خوب فرجام

شخصی بدخو به فردی دشنام داد، اما آن فرد دشنام را تحمل کرد و با آرامش و احترام، او را مورد خطاب قرار داد.

نکته ادبی: «خوب فرجام» ترکیبی است برای خطاب کردنِ فردی که عاقبت‌به‌خیر است یا سخنِ نیکی دارد، اما در اینجا با لحنی کنایی و بزرگوارانه استفاده شده است.

بتر زانم که خواهی گفتن آنی که دانم عیب من چون من ندانی

او در پاسخ گفت: من از آنچه تو درباره‌ام می‌گویی، بدتر هستم؛ زیرا خودم به عیب‌هایم آگاه‌ترم و تو آن‌گونه که من بر خویشتن واقفم، مرا نمی‌شناسی.

نکته ادبی: این بیت نشان‌دهنده تواضعِ عارفانه و خودشناسیِ عمیق است که مانع از خشم در برابر توهین می‌شود.

آرایه‌های ادبی

کنایه دست در گریبان... زده

به معنای درگیری فیزیکی یا نزاع و ستیز است.

استعاره نگهدارند مویی

تشبیه پیوند و رابطه میان دو نفر به تار مو، برای نشان دادن ظرافت و شکنندگیِ آن رابطه.

تضاد (طباق) وحشت و نرمی

مقابل هم قرار دادنِ تندیِ جاهل و ملایمتِ خردمند برای تبیینِ شیوه صحیح رفتار.