گلستان - باب چهارم در فواید خاموشی

سعدی

حکایت شمارهٔ ۴

سعدی
عالمی معتبر را مناظره افتاد با یکی از ملاحده لعنهم الله علی حده و به حجت با او بس نیامد سپر بینداخت و برگشت کسی گفتش ترا با چندین فضل و ادب که داری با بی دینی حجت نماند؟ گفت علم من قرآنست و حدیث و گفتار مشایخ و او بدین ها معتقد نیست و نمی شنود. مرا شنیدن کفر او به چه کار آید.

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این متن بر بیهودگی جدال و بحث با کسی تأکید می‌کند که اساس و مبانیِ فکریِ مشترکی با انسان ندارد. نویسنده با ترسیم فضایی که در آن علم و دانشِ استدلالی در برابر انکارِ مطلقِ مبانیِ عقیدتی قرار می‌گیرد، نشان می‌دهد که وقتی نقطه آغازِ استدلالِ دو طرفِ بحث، همسو نباشد، گفتگو تنها به فرسایشِ روح و هدررفتِ انرژی می‌انجامد.

در واقع، پیام این حکایت آن است که برای رسیدن به نتیجه در مناظره، وجودِ حداقلِ اشتراکاتِ اعتقادی یا منطقی ضروری است. اصرار بر بحث با کسی که از ریشه، بنیادهای فکریِ طرف مقابل را قبول ندارد، نه تنها سودی ندارد، بلکه ممکن است موجبِ آزارِ روحیِ اهلِ دانش و دین شود.

معنای روان

عالمی معتبر را مناظره افتاد با یکی از ملاحده لعنهم الله علی حده و به حجت با او بس نیامد سپر بینداخت و برگشت کسی گفتش ترا با چندین فضل و ادب که داری با بی دینی حجت نماند؟ گفت علم من قرآنست و حدیث و گفتار مشایخ و او بدین ها معتقد نیست و نمی شنود. مرا شنیدن کفر او به چه کار آید.

یک دانشمند صاحب‌نام در حال بحث با یکی از ملحدان (منکران دین) بود. وقتی نتوانست با استدلال بر او پیروز شود، دست از بحث کشید و عقب‌نشینی کرد. شخصی به او گفت: «تو که این‌همه دانش و ادب داری، چطور شد که نتوانستی در برابرِ یک فرد بی‌دین برنده شوی؟» عالم پاسخ داد: «دانش من مبتنی بر قرآن، حدیث و سخنان بزرگان دین است و او به هیچ‌کدام از این‌ها اعتقادی ندارد و حرف مرا گوش نمی‌دهد؛ بنابراین شنیدنِ حرف‌های کفرآمیزِ او چه سودی برای من دارد؟»

نکته ادبی: عبارت «سپر بینداخت» استعاره‌ای کنایی از تسلیم شدن و دست کشیدن از مبارزه است. واژه «ملاحده» جمع «ملحد» است که در بافتار تاریخیِ متن به کسانی اطلاق می‌شده که مبانی اعتقادیِ جامعه را نفی می‌کردند.

آرایه‌های ادبی

کنایه سپر بینداخت

کنایه از شکست خوردن، تسلیم شدن و دست کشیدن از ادامه بحث و مناظره.

تضاد مفهومی علم من قرآنست... و او بدین ها معتقد نیست

نمایانگر تقابلِ بنیادین میان دو جهان‌بینی که مانع از تفاهم در گفتگو می‌شود.