گلستان - باب چهارم در فواید خاموشی

سعدی

حکایت شمارهٔ ۳

سعدی
جوانی خردمند از فنون فضایل حظی وافر داشت و طبعی نافر چندان که در محافل دانشمندان نشستی زبان سخن ببستی باری پدرش گفت ای پسر تو نیز آنچه دانی بگوی گفت ترسم که بپرسند از آنچه ندانم و شرمساری برم.
نشنیدی که صوفیی می کوفت زیر نعلین خویش میخی چند؟
آستینش گرفت سرهنگی که بیا نعل بر ستورم بند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایت کوتاه و پرمغز، بر اهمیت سکوتِ هوشمندانه و پرهیز از خودنمایی تأکید دارد. شخصیتِ اصلی داستان که جوانی خردمند است، دریافته که سخن گفتن پیش از اطمینان از دانایی، می‌تواند زمینه‌ساز شرمندگی شود و سکوت در محضر بزرگان، نه از سرِ جهل، بلکه از روی احتیاط و ادب است.

در بخش دوم، شاعر با طرح یک تمثیل، این حقیقتِ اجتماعی را گوشزد می‌کند که آشکار کردن مهارت‌ها یا کارهای شخصی، گاهی موجب می‌شود دیگران از روی ناآگاهی یا خودخواهی، توقعات نابجایی از انسان داشته باشند و او را به کاری وا دارند که شأن یا تمایل او نیست.

معنای روان

جوانی خردمند از فنون فضایل حظی وافر داشت و طبعی نافر چندان که در محافل دانشمندان نشستی زبان سخن ببستی باری پدرش گفت ای پسر تو نیز آنچه دانی بگوی گفت ترسم که بپرسند از آنچه ندانم و شرمساری برم.

جوانی دانا بهره‌ای بسیار از دانش و فضیلت داشت، اما سرشتی خاموش و کم‌گو داشت. هرگاه در محفل دانشمندان حضور می‌یافت، سکوت پیشه می‌کرد. روزی پدرش به او گفت: «فرزندم، تو نیز آنچه را می‌دانی بر زبان آور و سخن بگو.» پسر در پاسخ گفت: «می‌ترسم چیزی از من بپرسند که پاسخ آن را نمی‌دانم و به خاطر آن دچار شرمندگی و سرافکندگی شوم.»

نکته ادبی: عبارت طبعی نافر به معنای طبعی است که از هیاهو گریزان است و میل به تنهایی و سکوت دارد؛ همچنین حظی وافر به معنای بهره و نصیب فراوان است.

نشنیدی که صوفیی می کوفت زیر نعلین خویش میخی چند؟

آیا نشنیده‌ای که صوفی و درویشی مشغول کوبیدن چند میخ در زیر کفش (نعلین) خود بود؟

نکته ادبی: نعلین در اینجا به معنای کفش‌های تخت و روباز است که در گذشته توسط سالکان و درویشان استفاده می‌شد.

آستینش گرفت سرهنگی که بیا نعل بر ستورم بند

در همین حال، یک صاحب‌منصب نظامی (سرهنگ)، گریبان او را گرفت و گفت: «بیا و برای اسب من نعل بزن.»

نکته ادبی: واژه ستور به معنای چهارپا و حیوان بارکش است و سرهنگ در اینجا به معنای کسی است که در جایگاه فرماندهی یا صاحب اختیاری است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل میخ کوبیدن صوفی

شاعر با آوردنِ داستانِ این صوفی، به صورت تمثیلی نشان می‌دهد که چگونه نمایش دادن یک کار ساده، می‌تواند موجبِ ایجادِ توقعاتِ بی‌جا و زحمتِ ناخواسته از سوی دیگران شود.

ایجاز تمامی متن

اوج هنر نویسنده در استفاده از کوتاه‌ترین جملات برای بیان عمیق‌ترین مفاهیمِ اخلاقی و رفتاری است که از ویژگی‌های سبکِ فاخر و پخته به شمار می‌رود.