گلستان - باب سوم در فضیلت قناعت

سعدی

حکایت شمارهٔ ۲۴

سعدی
دست و پا بریده ای هزار پایی بکشت صاحب دلی برو گذر کرد و گفت سبحان الله با هزار پای که داشت چون اجلش فرا رسید از بی دست و پایی گریختن نتوانست.
در آندم که دشمن پیاپی رسید کمان کیانی نشاید کشید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این گزیده‌ها بر مفاهیم بنیادین سرنوشت، ضعف آدمی در برابر قضا و قدر و لزوم آمادگی پیش از وقوع حوادث تمرکز دارند. در متن نخست، شاهد آنیم که چگونه کثرت ابزار و امکانات در برابر تقدیر نهایی یعنی مرگ، بی‌فایده است و موجود در چنگال مرگ، ناتوان از گریختن است.

در بخش دوم، پیامی اخلاقی درباره لزوم دوراندیشی ارائه می‌شود؛ اینکه در هنگامه حمله دشمن و هجوم بلا، زمان مناسب برای تدارک و تجهیز وجود ندارد و باید پیش از رسیدن حادثه، مهیا بود. این دو متن در کنار هم، تصویرگرِ ناتوانی موجودات در لحظه بحران و تأکید بر لزوم تدبیر در زمان آرامش هستند.

معنای روان

دست و پا بریده ای هزار پایی بکشت صاحب دلی برو گذر کرد و گفت سبحان الله با هزار پای که داشت چون اجلش فرا رسید از بی دست و پایی گریختن نتوانست.

فردی که خود از نعمت دست و پا محروم بود، هزارپایی را از بین برد. عارف و صاحب‌دلی که از آنجا گذر می‌کرد، با شگفتی گفت: شگفتا! با وجود آنکه این جانور هزار پای متحرک داشت، هنگامی که اجلش فرارسید، از ناتوانی و سرگشتگی نتوانست بگریزد و جان سالم به در ببرد.

نکته ادبی: عبارت «سبحان الله» در این سیاق برای ابراز تعجب و حیرت از بازی روزگار و بی‌اثر بودنِ ابزار ظاهری در برابر تقدیر الهی به کار رفته است.

در آندم که دشمن پیاپی رسید کمان کیانی نشاید کشید

در آن لحظه‌ای که دشمن پی‌درپی و بی‌امان به تو هجوم آورده است، دیگر فرصتی برای کشیدن کمان کیانی (سلاح‌های بزرگ و جنگی) و آماده‌سازی نیست.

نکته ادبی: «کمان کیانی» اشاره به کمان‌های بزرگ و متعلق به پادشاهان (کیانیان) دارد که نیازمند قدرت و مهارت ویژه است و در اینجا نمادی از آمادگی‌های کلان دفاعی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) هزار پا و بی دست و پایی

مقابله کثرتِ ابزار حرکتی در برابر ناتوانی مطلق در گریز که بر غلبه تقدیر بر اسباب ظاهری تأکید دارد.

کنایه کمان کیانی کشیدن

کنایه از آمادگی نظامی و تدارک دفاعی در لحظه حساس؛ که شاعر به غیرممکن بودن آن در زمان بحران اشاره دارد.

واج‌آرایی در آندم که دشمن پیاپی رسید

تکرار صامت‌های «د» و «پ» که ضرب‌آهنگ هجوم دشمن و فشردگی زمان را به خوبی القا می‌کند.