گلستان - باب سوم در فضیلت قناعت

سعدی

حکایت شمارهٔ ۱۷

سعدی
همچنین در قاع بسیط مسافری گم شده بود و قوت و قوتش به آخر آمده و درمی چند بر میان داشت بسیاری بگردید و ره به جایی نبرد پس به سختی هلاک شد طایفه ای برسیدند و درمها دیدند پیش رویش نهاده و بر خاک نبشته
در بیابان فقیر سوخته را شلغم پخته به که نقره خام

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایت کوتاه، تصویری عمیق و تامل‌برانگیز از بی‌اعتباری ثروت‌های دنیوی در برابر نیازهای بنیادین حیات ارائه می‌دهد. داستان بیانگر آن است که ارزش اشیاء، مطلق نیست و در شرایط بحرانی، حتی ناچیزترین متاع (مانند خوراک) بر انبوهی از طلا و نقره برتری می‌یابد و این تفاوتِ ارزش، حقیقتِ پنهانِ بسیاری از تلاش‌های بشری را برملا می‌کند.

هدف نویسنده از این روایت، تنبه و بیداری است؛ اینکه انسان در پی‌جوییِ سرابِ ثروت، نباید از حقیقتِ زندگی و نیازهای حیاتی خود غافل شود. این متن با زبانی ساده، مرز باریک میان مرگ و زندگی را ترسیم می‌کند که در آن، سکه‌های زر در برابر نیازِ حیاتی، تنها غباری بر خاک هستند.

معنای روان

همچنین در قاع بسیط مسافری گم شده بود و قوت و قوتش به آخر آمده و درمی چند بر میان داشت بسیاری بگردید و ره به جایی نبرد پس به سختی هلاک شد طایفه ای برسیدند و درمها دیدند پیش رویش نهاده و بر خاک نبشته

در سرزمینی هموار و وسیع، مسافری راه خود را گم کرد؛ ذخیره غذا و توان جسمانی‌اش به پایان رسید. او مقداری سکه به همراه داشت، اما با وجود تلاش فراوان برای یافتن راه نجات، موفق نشد و سرانجام بر اثر سختی و گرسنگی جان باخت. گروهی از راه رسیدند و دیدند که او سکه‌ها را پیش روی خود چیده و جمله‌ای بر خاک نوشته است.

نکته ادبی: قاع بسیط به معنای زمین هموار و گسترده (صحرا) است. ترکیب «قوت و قوت» که تکرار یک لفظ با دو معنای متفاوت (خوراک و نیرو) است، زیبایی کلام را افزوده است.

در بیابان فقیر سوخته را شلغم پخته به که نقره خام

برای کسی که در بیابان گرفتار شده و از شدت گرسنگی در حال مرگ است، یک شلغم پخته بسیار ارزشمندتر و مفیدتر از انبوهی سکه نقره است.

نکته ادبی: واژه «به» در اینجا صفت تفضیلی و به معنای «بهتر» است. «فقیر سوخته» کنایه از انسانی است که از شدت گرسنگی و شرایط سخت، توان و جانش به لب رسیده است.

آرایه‌های ادبی

جناس همسان قوت و قوتش

استفاده از یک واژه با دو تلفظ یا دو معنای متفاوت (نخست به معنای خوراک و دوم به معنای نیرو و توان) که باعث غنای موسیقیایی متن شده است.

تضاد و تقابل شلغم پخته و نقره خام

مقابله میان یک نیاز حیاتی و ساده با ثروتی که در لحظه مرگ، کارایی خود را از دست داده است تا بی‌ارزشی ثروت را در شرایط اضطرار نشان دهد.

کنایه فقیر سوخته

استعاره‌ای برای کسی که از شدت فقر، گرسنگی یا سختیِ بیابان، گویی جانش در آتش است.