گلستان - باب سوم در فضیلت قناعت

سعدی

حکایت شمارهٔ ۱۰

سعدی
یکی از علما خورنده بسیار داشت و کفاف اندک یکی را از بزرگان که در او معتقد بود بگفت روی از توقع او درهم کشید و تعرض سوال از اهل ادب در نظرش قبیح آمد
به حاجتی که روی تازه روی و خندان رو فرو نبندد کار گشاده پیشانی
بئس المطاعم حین الذل تکسبها القدر منْتصب و القدر مخفوض
خواست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این متن به واکاوی پیچیدگی ارتباط میان نیاز مادی و کرامت انسانی می‌پردازد. نویسنده با ترسیم فضای ذهنی یک دانشمند نیازمند و واکنش بزرگی که به او ارادت داشت، بر این نکته تأکید می‌کند که اهل دانش و ادب باید از خواهش نابجا پرهیز کنند تا جایگاه والایشان آسیب نبیند.

همچنین متن بر اهمیت خوش‌رویی و گشاده‌دستی در تعاملات اجتماعی صحه می‌گذارد و یادآوری می‌کند که برای رسیدن به مقصود، علاوه بر توانمندی، گشاده‌رویی نقشی کلیدی دارد و نباید به بهای رفع گرسنگی، عزت نفس را قربانی کرد.

معنای روان

یکی از علما خورنده بسیار داشت و کفاف اندک یکی را از بزرگان که در او معتقد بود بگفت روی از توقع او درهم کشید و تعرض سوال از اهل ادب در نظرش قبیح آمد

یکی از دانشمندان که هزینه‌های زندگی‌اش بالا بود و درآمد کمی داشت، این وضعیت را نزد یکی از بزرگان که به او ارادت داشت، بازگو کرد. آن بزرگ از اینکه دانشمند از او درخواستی کرده بود، چهره در هم کشید (ناراحت شد)؛ زیرا از نظر او، درخواست کردن برای کسی که اهل علم و ادب است، کار ناپسندی است.

نکته ادبی: «کفاف» به معنای مقدار کافی از روزی و معاش است. «تعرض سوال» کنایه از خواهش کردن و دست نیاز دراز کردن است.

به حاجتی که روی تازه روی و خندان رو فرو نبندد کار گشاده پیشانی

هنگام طلب حاجت، چهره‌ات را گشاده و خندان کن؛ چرا که چهره گشاده و شاداب، گره‌های فروبسته کارها را باز می‌کند و به مقصود نزدیک می‌سازد.

نکته ادبی: «گشاده پیشانی» نماد خوش‌رویی و گشاده‌رویی است که خود یکی از عوامل پیروزی در تعاملات اجتماعی است.

بئس المطاعم حین الذل تکسبها القدر منْتصب و القدر مخفوض

چه بد غذایی است که به بهای تحقیر شدن و ذلت به دست آید؛ چرا که در این معامله، اگرچه دیگ طعام به پا می‌شود (به نان می‌رسی)، اما قدر و منزلت انسانی‌ات پایین می‌آید.

نکته ادبی: در اینجا بازی زبانی زیبایی میان «القدر» (دیگ) و «القدر» (ارزش و مقام) وجود دارد که تضاد میان نیاز جسمی و کرامت انسانی را نشان می‌دهد.

خواست

فعل خواستن و اراده کردن برای رسیدن به چیزی که مد نظر است.

نکته ادبی: این واژه به تنهایی بیانگر آغاز فعلِ طلب و اراده است و در اینجا به عنوان یک جزء ناقص در متن آمده است.

آرایه‌های ادبی

ایهام و بازی با کلمات القدر

استفاده از واژه «قدر» با دو معنای متفاوت (دیگ/ارزش و مقام) که تضاد میان نیاز جسمی و عزت نفس را به خوبی نشان می‌دهد.

کنایه روی درهم کشیدن

کنایه از ناراحتی و ابراز ناخشنودی نسبت به عمل فرد مقابل.

تمثیل گشاده پیشانی

اشاره به اینکه گشاده‌رویی ابزاری برای باز کردن گره‌های سخت زندگی است.