گلستان - باب سوم در فضیلت قناعت

سعدی

حکایت شمارهٔ ۸

سعدی
بقالی را درمی چند بر صوفیان گرد آمده بود در واسط هر روز مطالبت کردی و سخنان با خشونت گفتی اصحاب از تعنت وی خسته خاطر همی بودند و از تحمل چاره نبود صاحب دلی در آن میان گفت نفس را وعده دادن به طعام آسان ترست که بقال را به درم
ترک احسان خواجه اولیتر کاحتمال جفای بوابان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر با رویکردی واقع‌گرایانه به بررسی تقابل میان عزت‌نفس و ذلتِ ناشی از بدهکاری یا وابستگی به دیگران می‌پردازد. نویسنده در بخشِ نخست، با ترسیم فضای پرتنشِ میان گروهی از صوفیان و یک بقالِ طلبکار، نشان می‌دهد که چگونه پیگیریِ حق توسط طلبکارِ بی‌ادب و خشن، آرامشِ خاطرِ انسان را سلب می‌کند و آدمی را در تنگنایِ اخلاقی قرار می‌دهد.

در بخشِ دوم، پیامِ حکایت در یک قاعده‌ی کلی خلاصه می‌شود: رهایی از منتِ دیگران و حفظِ شأن و کرامتِ فردی، حتی به قیمتِ گذشتن از خیر و احسانِ صاحبانِ قدرت، ارزشمندتر و شایسته‌تر است؛ چرا که تحملِ جفا و بدرفتاریِ واسطه‌ها و دربانان، بهایی بسیار گزاف‌تر از بهره‌مندی از بخششِ آن‌ها دارد.

معنای روان

بقالی را درمی چند بر صوفیان گرد آمده بود در واسط هر روز مطالبت کردی و سخنان با خشونت گفتی اصحاب از تعنت وی خسته خاطر همی بودند و از تحمل چاره نبود صاحب دلی در آن میان گفت نفس را وعده دادن به طعام آسان ترست که بقال را به درم

بقالی بود که گروهی از صوفیان در شهر واسط به او مقداری پول بدهکار بودند. او هر روز با تندی و خشونت طلبِ پول می‌کرد و سخنانِ زشتی بر زبان می‌آورد. یاران و صوفیان از سرزنش‌ها و طعنه‌های او بسیار آزرده‌خاطر شده بودند، اما چاره‌ای جز صبر و تحمل نداشتند. در این میان، انسانی دانا و صاحب‌دل گفت: وعده دادنِ خوراک به نفسِ گرسنه، بسیار ساده‌تر از وعده دادنِ پول به یک بقالِ طلبکار است.

نکته ادبی: واژه «مطالبت» در سیاقِ متون کهن به معنایِ پیگیریِ طلب و بازپس‌گیریِ دِین است. «تعنت» در اینجا به معنایِ سرزنش کردن، به رنج افکندن و طعنه زدن است. عبارت «صاحب‌دلی» به انسانِ عارف و با‌هوش اشاره دارد که از ورایِ ظاهرِ حوادث، پندِ اخلاقی را دریافت می‌کند.

ترک احسان خواجه اولیتر کاحتمال جفای بوابان

گذشتن از خیر و احسانِ صاحب‌منصب یا بزرگان، بسیار بهتر و پسندیده‌تر است از اینکه بخواهی بی‌احترامی و ستمِ نگهبانان و دربانانِ او را تحمل کنی.

نکته ادبی: «ترک احسان» به معنایِ چشم‌پوشی از هدیه و نیکویی است. «احتمال» در متونِ کهن به معنایِ تحمل کردن و بردباری در برابر سختی است. «بواب» به معنایِ دربان و نگهبانِ خانه است که در ادبیاتِ عرفانی و اخلاقی، نمادِ واسطه‌هایی است که با بدخلقی مانعِ دسترسی به صاحبانِ مکنت می‌شوند.

آرایه‌های ادبی

تضاد و تمثیل وعده دادن به طعام آسان‌ترست که بقال را به درم

مقایسه‌ای میان نیازِ درونیِ انسان و مطالبه‌یِ بیرونیِ طلبکار برایِ نشان دادنِ دشواریِ تعامل با افرادِ عامی که درکِ موقعیت نمی‌کنند.

کنایه خسته خاطر

کنایه از اندوهگین بودن و رنجیده شدنِ روح و روان در اثرِ برخوردِ نامناسب و تحقیرآمیز.

موازنه معنایی ترک احسان خواجه اولیتر / کاحتمال جفای بوابان

ایجادِ تعادل معنایی میانِ گذشتن از خیر و تحمل کردنِ بدی برای رسیدن به یک نتیجه‌گیری اخلاقیِ قاطع.