گلستان - باب سوم در فضیلت قناعت

سعدی

حکایت شمارهٔ ۷

سعدی
یکی از حکما پسر را نهی همی کرد از بسیار خوردن که سیری مردم را رنجور کند گفت ای پدر گرسنگی خلق را بکشد نشنیده ای که ظریفان گفته اند به سیری مردن به که گرسنگی بردن.
گفت اندازه نگهدار، کلوا و اشربوا و لا تسْرفوا
نه چندان بخور کز دهانت بر آید نه چندان که از ضعف ، جانت برآید
با آن که در وجود طعامست عیش نفس رنچ آورد طعام که بیش از قدر بود
گر گل شکر خوری به تکلف زیان کند ور نان خشک دیر خوری گل شکر بود
معده چو کج گشت و شکم درد خاست سود ندارد همه اسباب راست
رنجوری را گفتند دلت چه خواهد گفت آنکه دلم چیزی نخواهد
معده چو کج گشت و شکم درد خاست سود ندارد همه اسباب راست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایت و اشعار، آموزه‌ای اخلاقی و طبی در باب اعتدال در خوراک و پرهیز از افراط و تفریط است. نویسنده با زبانی حکیمانه گوشزد می‌کند که تن‌پروری و پرخوری نه تنها مایه‌ی لذت نیست، بلکه سرچشمه‌ی رنج و بیماری است که حلاوت زندگی را از آدمی می‌گیرد.

پیام اصلی این است که تندرستی، مهم‌ترین دارایی انسان است و در زمان بیماری، تمام ثروت‌ها و امکانات مادی بی‌ارزش می‌شوند. لذا باید همواره جانب میانه را نگه داشت تا از ناتوانی ناشی از گرسنگی و از بیماری ناشی از پرخوری در امان ماند.

معنای روان

یکی از حکما پسر را نهی همی کرد از بسیار خوردن که سیری مردم را رنجور کند گفت ای پدر گرسنگی خلق را بکشد نشنیده ای که ظریفان گفته اند به سیری مردن به که گرسنگی بردن.

یکی از دانایان به فرزندش توصیه کرد که از پرخوری بپرهیزد، زیرا سیری مفرط باعث بیماری می‌شود. پسر در پاسخ گفت: پدر، گرسنگی جان انسان را می‌گیرد؛ مگر نشنیده‌ای که زیرکان گفته‌اند: مردن در اثر سیری، بهتر از تحمل رنج گرسنگی است؟

نکته ادبی: ظریفان: جمع ظریف، به معنای نکته‌سنجان و زیرکان است.

گفت اندازه نگهدار، کلوا و اشربوا و لا تسْرفوا

پدر در جواب گفت: اندازه نگه دار و از افراط بپرهیز، چنان‌که در قرآن آمده است: بخورید و بیاشامید اما اسراف نکنید.

نکته ادبی: کلوا و اشربوا و لا تسرفوا: تلمیحی قرآنی به آیه ۳۱ سوره اعراف.

نه چندان بخور کز دهانت بر آید نه چندان که از ضعف ، جانت برآید

نه آن‌قدر بخور که از شدّت سیری حالِ تهوّع پیدا کنی و نه آن‌قدر کم بخور که از ضعف و ناتوانی جانت به خطر بیفتد.

نکته ادبی: از دهان برآمدن: کنایه از پرخوری مفرط که باعث بازگشت غذا یا حالت تهوع می‌شود.

با آن که در وجود طعامست عیش نفس رنچ آورد طعام که بیش از قدر بود

اگرچه غذا خوردن برای روح و جسم لذت‌بخش است، اما اگر از حدّ متعادل فراتر رود، موجب رنج و درد می‌شود.

نکته ادبی: وجود: در اینجا به معنای تن و بدن است.

گر گل شکر خوری به تکلف زیان کند ور نان خشک دیر خوری گل شکر بود

اگر با فشار و بیش از حد شکر بخوری، به بدنت آسیب می‌رساند، اما اگر هنگام گرسنگی نان خشک بخوری، مانند شکر لذیذ خواهد بود.

نکته ادبی: تکلف: به معنای انجام کاری با زحمت و فشار و بیش از حد طبیعی است.

معده چو کج گشت و شکم درد خاست سود ندارد همه اسباب راست

وقتی معده بیمار شود و شکم درد بگیرد، تمام ثروت‌ها و اسباب راحتی دنیا بی‌فایده خواهد بود.

نکته ادبی: کج گشتن معده: کنایه از بروز اختلال و بیماری در دستگاه گوارش.

رنجوری را گفتند دلت چه خواهد گفت آنکه دلم چیزی نخواهد

از بیماری پرسیدند که چه چیزی می‌خواهی؟ پاسخ داد: اینکه دلم چیزی نخواهد (اشاره به اینکه میل به غذا، نشانه سلامتی است و در بیماری، حتی میل به خوردن هم از بین می‌رود).

نکته ادبی: رنجور: به معنای بیمار و کسی که رنج بیماری می‌کشد.

معده چو کج گشت و شکم درد خاست سود ندارد همه اسباب راست

وقتی معده بیمار شود و شکم درد بگیرد، تمام ثروت‌ها و اسباب راحتی دنیا بی‌فایده خواهد بود.

نکته ادبی: تکرار بیت به جهت تأکید بر اهمیت سلامتی جسم در برابر امکانات مادی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد سیری و گرسنگی

تقابل میان دو وضعیت افراط و تفریط برای تأکید بر ضرورت اعتدال.

تلمیح کلوا و اشربوا و لا تسرفوا

اشاره به آیه ۳۱ سوره اعراف برای تأیید اخلاقی و شرعی کلام نویسنده.

کنایه معده چو کج گشت

کنایه از بیمار شدن معده و بروز اختلال در سلامت جسمانی.

تمثیل گل شکر و نان خشک

مقایسه میان کیفیت خوراک و اشتهای انسان برای نشان دادن اینکه سلامت، عامل اصلی لذت است.