گلستان - باب سوم در فضیلت قناعت

سعدی

حکایت شمارهٔ ۵

سعدی
در سیرت اردشیر بابکان آمده است که حکیم عرب را پرسید که روزی چه مایه طعام باید خوردن گفت صد درم سنگ کفایت است گفت این قدر چه قوت دهد گفت
هذا المقدار یحملک و ما زاد علی ذلک فانت حامله یعنی این قدر ترا بر پای همی دارد و هر چه برین زیادت کنی تو حمال آنی
خوردن برای زیستن و ذکر کردن است تو معتقد که زیستن از بهر خوردن است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه از حکایات درخشان ادبیات کلاسیک فارسی، با نگاهی خردمندانه و تمثیلی، به نقد افراط در خورد و خوراک می‌پردازد. مقصود اصلی متن، تبیین فلسفه وجودی انسان و جایگاه خوردن در زندگی است؛ به این معنا که خوردن باید تنها ابزاری برای حفظ سلامتی جهت انجام تکالیف و کارهای شایسته باشد، نه آنکه هدف از حیات، صرفاً لذت‌های جسمانی و پر کردن شکم تلقی شود.

نویسنده با استفاده از یک حکایت تاریخی و یک استدلال منطقیِ ساده، تفاوت نگاه خردمندانه و نگاه ناآگاهانه به زندگی را روشن می‌سازد. پیام نهایی این است که زیاده‌روی در مصرف، نه تنها فایده‌ای ندارد، بلکه انسان را به جای آنکه از غذا انرژی بگیرد، به بارکشِ شکمِ خویش تبدیل می‌کند.

معنای روان

در سیرت اردشیر بابکان آمده است که حکیم عرب را پرسید که روزی چه مایه طعام باید خوردن گفت صد درم سنگ کفایت است گفت این قدر چه قوت دهد گفت

در شرح احوال و منش اردشیر بابکان آمده است که از پزشکی عرب پرسید: «انسان در طول روز به چه میزان غذا نیاز دارد؟» پزشک پاسخ داد: «صد درم (واحد وزنی) کفایت می‌کند.» اردشیر پرسید: «این مقدار اندک، چه قوت و توانی به بدن می‌بخشد؟»

نکته ادبی: واژه «درم» در اینجا به عنوان واحد وزنی قدیم به کار رفته است و نه سکه. عبارت «سیرت» به معنای رفتار، روش و احوالات درونی و بیرونی است.

هذا المقدار یحملک و ما زاد علی ذلک فانت حامله یعنی این قدر ترا بر پای همی دارد و هر چه برین زیادت کنی تو حمال آنی

آن پزشک به عربی پاسخ داد که مفهومش چنین است: «این مقدار غذا تو را سرپا نگه می‌دارد، اما هر آنچه بیش از این بخوری، تو بارکشِ آن خواهی بود.» یعنی این میزان غذا انرژی مورد نیاز تو را تأمین می‌کند، اما هرچه اضافه بر این بخوری، تو باید بارِ آن را بر دوش بکشی و تحمل کنی.

نکته ادبی: استفاده از عبارت عربی در متنِ فارسیِ کهن، برای تأکید بر اصالت و حکمتِ سخن بوده است. «حمال» در اینجا به معنای کسی است که بارِ اضافی را بر دوش می‌کشد.

خوردن برای زیستن و ذکر کردن است تو معتقد که زیستن از بهر خوردن است

فلسفه درست این است که باید خورد تا زنده ماند و فرصت ذکر و یادِ حق را یافت؛ اما تو بر این باور اشتباه هستی که هدف از زندگی، خوردن و لذت‌جویی است.

نکته ادبی: در اینجا تضادی میان «خوردن برای زیستن» و «زیستن برای خوردن» ایجاد شده که نقطه اوجِ پندِ حکیمانه متن است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (مطباق) حمال و محمول

شاعر با تقابلِ «بر پا داشتن» (نقش مثبت غذا) و «حمال بودن» (نقش منفی پرخوری)، به زیبایی پوچیِ افراط در غذا را به تصویر کشیده است.

تمثیل و استدلال کل داستان

استفاده از یک گفتگویِ تاریخی برای ارائه یک حقیقتِ اخلاقی، نوعی استدلالِ عینی است که ذهن مخاطب را به راحتی قانع می‌کند.