گلستان - باب سوم در فضیلت قناعت

سعدی

حکایت شمارهٔ ۴

سعدی
یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت مصطفی صلی الله علیه و سلم فرستاد سالی در دیار عرب بود و کسی تجربه پیش او نیاورد و معالجه از وی در نخواست پیش پیغمبر آمد و گله کرد که مرین بنده را برای معالجت اصحاب فرستاده اند و درین مدت کسی التفاتی نکرد تا خدمتی که بر بنده معین است به جای آورد. رسول علیه السلام گفت این طایفه را طریقتی است که تا اشتها غالب نشود، نخورند و هنوز اشتها باقی بود که دست از طعام بدارند. حکیم گفت این است موجب تندرستی زمین ببوسید و برفت.
که ز ناگفتنش خلل زاید یا ز ناخوردنش به جان آید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایت در پی تبیین یک اصل اساسی در سبک زندگی سالم است که ریشه در آموزه‌های اخلاقی و دینی دارد. نویسنده در اینجا با استفاده از یک روایت، تأکید می‌کند که تندرستی و سلامت بدن، بیش از آنکه در گرو معجون‌ها و درمان‌های پیچیده پزشکی باشد، به رعایت اعتدال در خوردن و شیوه درست زیستن بستگی دارد.

در واقع، پرهیز از پرخوری و رعایت اصلِ شروع کردن غذا با اشتهای واقعی و پایان دادن به آن پیش از سیری کامل، راهکار طلایی برای پیشگیری از بیماری‌هاست. این حکایت نشان می‌دهد که پیشگیری بر درمان مقدم است و سبک زندگی صحیح و عقلانی، نیاز به مداخله دارویی را از بین می‌برد.

معنای روان

یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت مصطفی صلی الله علیه و سلم فرستاد سالی در دیار عرب بود و کسی تجربه پیش او نیاورد و معالجه از وی در نخواست پیش پیغمبر آمد و گله کرد که مرین بنده را برای معالجت اصحاب فرستاده اند و درین مدت کسی التفاتی نکرد تا خدمتی که بر بنده معین است به جای آورد. رسول علیه السلام گفت این طایفه را طریقتی است که تا اشتها غالب نشود، نخورند و هنوز اشتها باقی بود که دست از طعام بدارند. حکیم گفت این است موجب تندرستی زمین ببوسید و برفت.

یکی از پادشاهان ایرانی پزشکی ماهر را برای خدمت نزد پیامبر اسلام فرستاد. آن پزشک یک سال در سرزمین عربستان ماند اما کسی برای درمان نزد او نیامد و کسی از او درخواست معالجه نکرد. سرانجام نزد پیامبر رفت و شکایت کرد که مرا برای مداوای یاران شما فرستاده‌اند، اما در این مدت کسی به من توجهی نکرد تا بتوانم وظیفه‌ام را انجام دهم. پیامبر اکرم فرمود: روش این مردم چنان است که تا کاملاً گرسنه نشوند لب به غذا نمی‌زنند و هنوز که اشتها دارند و کاملاً سیر نشده‌اند، دست از خوردن می‌کشند. پزشک دانست که راز سلامتی این مردم همین است؛ پس با احترام از نزد پیامبر بازگشت.

نکته ادبی: واژه حاذق به معنای ماهر و زبردست است و طریقتی در اینجا به معنای روش و منش زیستی به کار رفته است. عبارت زمین بوسیدن کنایه‌ای از ابراز تواضع و احترام عمیق است.

که ز ناگفتنش خلل زاید یا ز ناخوردنش به جان آید

چرا که اگر سخن به‌جای خود گفته نشود، باعث آسیب و نقصان در کارها می‌شود، همان‌طور که اگر غذا به‌موقع یعنی هنگام گرسنگی خورده نشود، جان انسان در خطر می‌افتد و به زحمت می‌افتد.

نکته ادبی: خلل زاید به معنای ایجاد نقص و آسیب است. به جان آمدن در اینجا کنایه از در معرض آسیب قرار گرفتن و سختی کشیدن است.

آرایه‌های ادبی

کنایه زمین ببوسید

اشاره به نشان دادن نهایت احترام و ادب در برابر پیامبر.

تمثیل کل داستان

استفاده از یک داستان کوتاه برای بیان یک قاعده کلی علمی و اخلاقی در زمینه سلامت.

تضاد خوردن و ناخوردن / گفتن و ناگفتن

ایجاد تقابل برای نشان دادن ضرورت رعایت حد تعادل در رفتارهای انسانی.