گلستان - باب سوم در فضیلت قناعت

سعدی

حکایت شمارهٔ ۱

سعدی
خواهنده مغربی در صف بزازان حلب میگفت: ای خداوندان نعمت، اگر شما را انصاف بودی و ما را قناعت، رسم سوال از جهان برخاستی
ای قناعت ! توانگرم گردان که ورای تو هیچ نعمت نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درونمایه اصلی این متون، ستایش گوهرِ ارزشمند قناعت و نقش آن در تعدیل مناسبات اجتماعی و روانی انسان است. نویسنده و شاعر با نگاهی حکیمانه، ریشه فقر و نیاز را تنها در بی‌پولی نمی‌بینند، بلکه آن را حاصل یک تعادل اخلاقی میان توانگران و نیازمندان می‌دانند که در صورت تحقق، بساط تکدی‌گری و فقر از جهان برچیده خواهد شد.

در این دیدگاه، قناعت نه به معنای تن‌پروری و سستی، بلکه به مثابه عالی‌ترین درجه بی‌نیازی و غنایِ طبع معرفی شده است که فرد را از بندِ حرص و طمع می‌رهاند و او را در زمره توانگران واقعی قرار می‌دهد.

معنای روان

خواهنده مغربی در صف بزازان حلب میگفت: ای خداوندان نعمت، اگر شما را انصاف بودی و ما را قناعت، رسم سوال از جهان برخاستی

فقیری که از دیار مغرب آمده بود، در میان بازار پارچه‌فروشان حلب این سخن حکیمانه را بر زبان راند که: ای ثروتمندان! اگر شما به حقوق دیگران توجه داشتید و سخاوتمند بودید، و ما نیز به آنچه داریم راضی و قانع بودیم، دیگر کسی در جهان نیازی نداشت که دست نیاز به سوی دیگری دراز کند و گدایی از بین می‌رفت.

نکته ادبی: واژه بزازان به معنای پارچه‌فروشان است. عبارت رسم سوال، کنایه از عملِ گدایی و تکدی‌گری است.

ای قناعت ! توانگرم گردان که ورای تو هیچ نعمت نیست

ای قناعت! من را به چنان جایگاهی از بی‌نیازی برسان که دیگر احساس فقر نکنم، زیرا هیچ نعمتی بالاتر و ارزشمندتر از تو در این دنیا وجود ندارد.

نکته ادبی: ورای تو در اینجا به معنای فراتر از تو یا غیر از تو است. شاعر قناعت را به عنوان برترین موهبت الهی تلقی کرده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد و موازنه انصاف در مقابل قناعت

نویسنده میانِ انصافِ ثروتمند و قناعتِ نیازمند تقابلی ایجاد کرده تا نشان دهد برای اصلاح جامعه، تغییر در هر دو سو ضروری است.

تشخیص و خطاب ای قناعت

شاعر با جان‌بخشی به مفهومِ انتزاعیِ قناعت، آن را مخاطب قرار داده و گویی از آن به عنوان یک نیروی قدسی یا الهی طلب یاری می‌کند.