گلستان - باب دوم در اخلاق درویشان

سعدی

حکایت شمارهٔ ۴۰

سعدی
یکی از صاحبدلان زور آزمایی را دید به هم بر آمده و کف بر دماغ انداخته گفت این را چه حالت است گفتند فلان دشنام دادش گفت این فرومایه هزار من سنگ بر میدارد و طاقت سخنی نمیآرد
گرت از دست بر اید دهنی شیرین کن مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی
بنی آدم سرشت از خاک دارد اگر خاکی نباشد آدمی نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این قطعات و ابیات، شاعر و نویسنده بر مؤلفه‌های اخلاقی والای انسانی تأکید می‌ورزد و مفهوم قدرت و بزرگی را بازتعریف می‌کند. پیام بنیادین این متون آن است که تواناییِ حقیقی نه در زور بازو و خشونت، بلکه در صبر، تحمل، فروتنی و مهرورزی نهفته است.

در واقع، انسانِ کامل کسی است که بر نفس خود مسلط باشد و به جای پاسخ دادن به بدگویی با خشونت، با بزرگ‌منشی و کرامت رفتار کند. خاکی بودن و تواضع، ریشه اصلی سرشت انسانی دانسته شده و شرطِ ورود به جرگه آدمیان، داشتنِ منشی خالی از تکبر و سرشار از مهربانی است.

معنای روان

یکی از صاحبدلان زور آزمایی را دید به هم بر آمده و کف بر دماغ انداخته گفت این را چه حالت است گفتند فلان دشنام دادش گفت این فرومایه هزار من سنگ بر میدارد و طاقت سخنی نمیآرد

عارف و دانایی، فردی نیرومند را دید که از شدت خشم و عصبانیت، کف بر دهان آورده است. پرسید چه پیش آمده؟ گفتند کسی به او دشنام داده است. آن دانایِ اهل دل گفت: شگفت است که این فردِ ناتوان در برابر خشم، با اینکه می‌تواند هزاران کیلو بار را جابه‌جا کند، توانایی تحملِ یک حرفِ ساده را ندارد.

نکته ادبی: ترکیب 'به هم بر آمده' کنایه از غلیان خشم و عصبانیت شدید است و 'کف بر دماغ آوردن' استعاره‌ای برای نشان دادن نهایت خشم است.

گرت از دست بر اید دهنی شیرین کن مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی

اگر توانایی داری که گره‌ای از کار کسی بگشایی یا با کلامی محبت‌آمیز دل کسی را شاد کنی، چنین کن؛ چرا که مردانگی و جوانمردی در آسیب رساندن به دیگران و کوبیدن مشت بر دهان آن‌ها نیست.

نکته ادبی: استفاده از 'شیرین کردن دهن' کنایه از نیکی کردن و شادمان ساختن دیگران است که در تقابل با مشت زدن قرار گرفته.

بنی آدم سرشت از خاک دارد اگر خاکی نباشد آدمی نیست

ذات و آفرینش انسان از خاک است؛ از این رو فروتنی و تواضع که ویژگیِ خاک است، باید در وجود او باشد. اگر کسی از تواضع و فروتنی بهره‌ای نبرده باشد، در حقیقت از مقام انسانیت دور افتاده است.

نکته ادبی: واژه 'خاکی' در اینجا ایهام دارد؛ هم به معنای آفرینش از عنصر خاک و هم به معنای متواضع بودن و بی‌ادعایی.

آرایه‌های ادبی

کنایه کف بر دماغ انداختن

کنایه از شدت خشم و عصبانیت که فرد را به حالتِ برآشفتگی و بی‌کنترلی می‌رساند.

ایهام خاکی

اشاره به دو مفهومِ مادی (آفرینش از عنصر خاک) و اخلاقی (تواضع و افتادگی).

تضاد دهنی شیرین کن / مشتی بزنی بر دهنی

مقابل هم قرار دادنِ رفتارِ محبت‌آمیز و رفتارِ خشونت‌آمیز برای برجسته کردن مفهوم جوانمردی و تفاوت آن با زورگویی.