گلستان - باب دوم در اخلاق درویشان

سعدی

حکایت شمارهٔ ۳۸

سعدی
یکی بر سر راهی مست خفته بود و زمام اختیار از دست رفته عابدی بر وی گذر کرد و در آن حالت مستقبح او نظر کرد جوان از خواب مستی سر بر آورد و گفت
اذا مروا باللغو مروا کراما . .
اگر من ناجوانمردم به کردار تو بر من چون جوانمردان گذر کن
دریای فراوان نشود تیره به سنگ عارف که برنجد تنک آب است هنوز
ای برادر چو خاک خواهی شد خاک شو پیش از آن که خاک شوی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این متن با نگاهی اخلاقی و عرفانی، به نقد رفتارِ مدعیان زهد و پارسایی می‌پردازد و بر ضرورتِ گذشت، بلندنظری و فروتنی تاکید دارد. نویسنده با استفاده از مثال‌های نغز، مخاطب را به داشتن سعه‌صدر و دوری از قضاوت‌های شتاب‌زده فرامی‌خواند و معیارِ انسانیت را نه در ظاهرِ آراسته، که در عمقِ روح و منشِ افراد می‌داند.

معنای روان

یکی بر سر راهی مست خفته بود و زمام اختیار از دست رفته عابدی بر وی گذر کرد و در آن حالت مستقبح او نظر کرد جوان از خواب مستی سر بر آورد و گفت

فردی مست و ازخودبی‌خودشده بر سر راهی خوابیده بود. عابدی از آنجا گذشت و با نگاهی تحقیرآمیز به آن وضعیت ناپسند نگریست. جوان بیدار شد و لب به سخن گشود.

نکته ادبی: مستقبح به معنای زشت و ناپسند است و عبارت زمام اختیار از دست دادن، کنایه از بی‌ارادگی بر اثر مستی است.

اذا مروا باللغو مروا کراما . .

هرگاه بندگان خاص خدا بر سخنان لغو و بیهوده می‌گذرند، با بزرگ‌منشی و کرامت از آن دوری می‌کنند (اشاره به آیه ۷۲ سوره فرقان).

نکته ادبی: این یک تلمیح قرآنی است که به صفت بردباری و دوری از مجادله بندگان خاص خداوند اشاره دارد.

اگر من ناجوانمردم به کردار تو بر من چون جوانمردان گذر کن

اگر من با رفتارم فردی ناشایست و ناخلف هستم، تو به عنوان انسانی که مدعی دینداری است، با بزرگواری و جوانمردی از خطای من چشم‌پوشی کن.

نکته ادبی: جوانمرد در اینجا استعاره از کسی است که در اوج بزرگواری از لغزش دیگران درمی‌گذرد.

دریای فراوان نشود تیره به سنگ عارف که برنجد تنک آب است هنوز

دریای بزرگ و عمیق با پرتاب یک سنگ تیره و گل‌آلود نمی‌شود؛ عارفی که با کوچکترین آزار یا خطایی از دیگران برمی‌آشوبد، هنوز از نظر معنوی کم‌عمق است.

نکته ادبی: تقابل میان دریای فراوان و تنک‌آب برای نشان دادن تفاوت ظرفیت‌های روحی افراد به کار رفته است.

ای برادر چو خاک خواهی شد خاک شو پیش از آن که خاک شوی

ای برادر، از آنجایی که سرانجام همه ما به خاک تبدیل خواهد شد، پس پیش از آنکه مرگ ما را به خاک مبدل کند، خودت با اختیار به فروتنی و خاکی بودن روی بیاور.

نکته ادبی: در کلمه خاک ایهام زیبایی وجود دارد؛ در مصراع اول به معنای مرگ و در مصراع دوم به معنای تواضع و فروتنی است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح اذا مروا باللغو مروا کراما

ارجاع به آیه ۷۲ سوره فرقان در قرآن کریم که نشان‌دهنده وقار و بزرگواری در مواجهه با امور بیهوده است.

تمثیل دریای فراوان نشود تیره به سنگ

استفاده از تصویر دریا و سنگ برای نشان دادن ظرفیت روحی انسان‌های عارف در برابر ناملایمات.

ایهام خاک

استفاده از واژه خاک با دو معنای مرگ و نیستی در مصراع اول، و تواضع و فروتنی در مصراع دوم.