گلستان - باب دوم در اخلاق درویشان

سعدی

حکایت شمارهٔ ۳۰

سعدی
یکی را از برزگان بادی مخالف در شکم پیچیدن گرفت و طاقت ضبط آن نداشت و بی اختیار از او صادر شد گفت ای دوستان مرا در آنچه کردم اختیاری نبود و بزهی بر من ننوشتند و راحتی به وجود من رسید شما هم به کرم معذور دارید.
شکم زندان بادست ای خردمند ندارد هیچ عاقل باد در بند
چو باد اندر شکم پیچد فرو هل که باد اندر شکم بارست بر دل
حریف ترشروی ناسازگار چو خواهد شدن دست پیشش مدار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایتِ کوتاه و طنزآمیز، تقابلِ میانِ طبیعتِ بی‌‌اختیارِ تنِ آدمی و آدابِ معاشرتِ اجتماعی را به تصویر می‌کشد. نویسنده با زبانی آمیخته به ظرافت و طنز، از لزومِ پذیرشِ محدودیت‌های زیستی سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که گاهی سخت‌گیری‌های بی‌‌مورد و تعصب بر حفظِ ظاهر، بی‌‌نتیجه و حتی آزاردهنده است.

در بخشِ منظوم، شاعر با بهره‌گیری از تمثیل، نگاهی واقع‌بینانه به پدیده‌های طبیعی بدن دارد. پیامِ اصلی این ابیات، دعوت به پرهیز از سخت‌گیری‌های بی‌‌مورد و درکِ ناگزیری‌های جسمانی است؛ به گونه‌ای که سلامت و آرامشِ روحی و جسمی بر تشریفاتِ ظاهری ترجیح داده می‌شود.

معنای روان

یکی را از برزگان بادی مخالف در شکم پیچیدن گرفت و طاقت ضبط آن نداشت و بی اختیار از او صادر شد گفت ای دوستان مرا در آنچه کردم اختیاری نبود و بزهی بر من ننوشتند و راحتی به وجود من رسید شما هم به کرم معذور دارید.

یکی از بزرگان دچارِ نفخِ شکم شد و نتوانست آن را کنترل کند، پس بی‌‌اختیار باد از او خارج شد. او گفت: ای دوستان، این کار از اراده‌ی من خارج بود و گناهی بر گردن من نیست، چرا که این اتفاق باعث راحتی من شد، پس از سرِ بزرگواری مرا ببخشید.

نکته ادبی: ترکیبِ "باد مخالف" در اینجا کنایه از نفخِ شکم و "بزه" واژه‌ای کهن به معنای گناه و تقصیر است.

شکم زندان بادست ای خردمند ندارد هیچ عاقل باد در بند

ای خردمند، شکم مانندِ زندانی برای باد است و هیچ عاقلی باد را در بند (زندانِ شکم) نگاه نمی‌دارد.

نکته ادبی: تشبیه شکم به زندان برای بیانِ حبسِ ناخواسته و فشارِ درونی به کار رفته است.

چو باد اندر شکم پیچد فرو هل که باد اندر شکم بارست بر دل

هرگاه باد در شکم پیچید، آن را رها کن؛ زیرا نگه‌داشتنِ آن در شکم، باری سنگین بر دل و جان است.

نکته ادبی: عبارت "بار بر دل" کنایه از ایجاد فشار و رنجِ روحی و جسمیِ ناشی از مهارِ نیازِ طبیعی است.

حریف ترشروی ناسازگار چو خواهد شدن دست پیشش مدار

با کسی (یا چیزی) که ناسازگار است و چهره در هم کشیده، اگر قصد رفتن دارد، جلوی او را نگیر.

نکته ادبی: در اینجا شاعر با طنز، "بادِ شکم" را به "حریفِ ترشروی" (هم‌نشینِ بدخلق) تشبیه کرده است که باید به محضِ اراده‌اش، او را رها کرد.

آرایه‌های ادبی

استعاره و تمثیل شکم زندان بادست

تشبیه شکم به زندان برای نشان دادنِ فضای محدود و لزومِ خروجِ محبوس (باد).

تشخیص (جان‌بخشی) حریف ترشروی ناسازگار

تشبیه باد به یک هم‌نشینِ بدخلق که حضورش آزاردهنده است و باید از او دور شد.

طنزِ کلامی تمامی متن

استفاده از لحنِ جدی و حکیمانه برای بیانِ یک موضوعِ ساده و طبیعی که معمولاً در محافلِ ادبی مطرح نمی‌شود.