گلستان - باب دوم در اخلاق درویشان

سعدی

حکایت شمارهٔ ۲۴

سعدی
پیش یکی از مشایخ گله کردم که فلان به فساد من گواهی داده است گفتا به صلاحش خجل کن
تو نیکو روش باش تا بدسگال به نقص تو گفتن نیابد مجال
چو آهنگ بربط بود مستقیم کی از دست مطرب خورد گوشمال

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایت و ابیات به پندآموزی در مواجهه با بدگویی دیگران می‌پردازد. نکته مرکزی آن است که بهترین راه برای پاسخ دادن به تهمت‌ها و بدگویی‌ها، اصلاح رفتار خود و زیستن به نیکی است تا بدخواهان بهانه‌ای برای تخریب شخصیت انسان نداشته باشند.

نویسنده تأکید می‌کند که درگیری لفظی یا خشم، سودی ندارد، بلکه کمال و صلاحِ فردی، شرمندگی را نصیب بدگویان می‌کند و دهانِ آن‌ها را با منطقِ عمل بسته نگه می‌دارد.

معنای روان

پیش یکی از مشایخ گله کردم که فلان به فساد من گواهی داده است گفتا به صلاحش خجل کن

نزد یکی از بزرگان و راهنمایان دینی از کسی شکایت کردم که به نادراستی و تبهکاری من شهادت داده است. آن بزرگ در پاسخ به من گفت: با انجام کارهای نیک و در پیش گرفتن راه صلاح، او را در برابر چشمان همگان شرمنده کن.

نکته ادبی: واژه «صلاح» در اینجا به معنای درستی و شایستگی است و در تقابل با «فساد» قرار گرفته است که به معنای تباهی و بدی است.

تو نیکو روش باش تا بدسگال به نقص تو گفتن نیابد مجال

تو در زندگی خودت شایسته و درستکار رفتار کن تا افراد بداندیش و کینه‌توز، فرصت و مجالی پیدا نکنند که بتوانند عیب و نقصی از تو بازگو کنند.

نکته ادبی: «بدسگال» به معنای بدخواه و کسی است که در ذهن خود قصد بدی دارد.

چو آهنگ بربط بود مستقیم کی از دست مطرب خورد گوشمال

هنگامی که صدای ساز بربط صاف و درست باشد، چگونه ممکن است نوازنده آن را گوشمالی دهد (یعنی بخواهد با پیچاندن گوشی ساز، آن را کوک کند و صدا را اصلاح نماید)؟

نکته ادبی: «گوشمال» در اینجا دارای ایهام است: یکی به معنای کوک کردن ساز با پیچاندن گوشی آن و دیگری به معنای تنبیه و تأدیب کردن که متناسب با مفهوم متن است.

آرایه‌های ادبی

ایهام گوشمال

به دو معنا اشاره دارد؛ یکی به معنای کوک کردن ساز (پیچاندن گوشی) و دیگری تنبیه و تأدیب که مقصود اصلی شاعر است.

تمثیل چو آهنگ بربط بود مستقیم / کی از دست مطرب خورد گوشمال

شاعر برای اثبات سخن خود، ساز را به انسان نیک‌رفتار و گوشمال را به سرزنش بدگویان تشبیه کرده است تا نتیجه‌گیری عقلی روشن‌تر شود.