گلستان - باب دوم در اخلاق درویشان

سعدی

حکایت شمارهٔ ۲۱

سعدی
لقمان را گفتند ادب از که آموختی گفت از بی ادبان هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم
نگویند از سر بازیچه حرفی کزان پندی نگیرد صاحب هوش
و گر صد باب حکمت پیش نادان بخواند آیدش بازیچه در گوش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این مجموعه بر اهمیت هوشمندی و عبرت‌آموزی در تمامی لحظات زندگی تأکید دارد. از منظر حکیمانه، جهان مدرسه‌ای بزرگ است که می‌توان حتی از رفتارهای نادرست دیگران نیز درس گرفت و خود را اصلاح کرد. در واقع خردمند کسی است که نه تنها از خوبی‌ها درس می‌گیرد، بلکه از بدی‌ها نیز پلکانی برای تعالی خود می‌سازد.

در بخش دوم، تضادی میان فرد خردمند و نادان ترسیم می‌شود؛ خردمند قادر است در هر سخنی، حتی سخنی که به ظاهر بیهوده است، نکته‌ای بیابد، اما فرد نادان و غافل، حتی عمیق‌ترین حکمت‌ها را نیز بازیچه‌ای بی‌ارزش می‌پندارد و از درک حقیقت عاجز می‌ماند.

معنای روان

لقمان را گفتند ادب از که آموختی گفت از بی ادبان هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم

از لقمان حکیم پرسیدند که آداب و رسوم پسندیده را از چه کسی آموختی؟ پاسخ داد از افراد بی‌ادب؛ چرا که هر رفتار ناپسند و زشتی را که از آنان می‌دیدم، آن را در خود نمی‌پسندیدم و از انجام دادن آن دوری می‌کردم.

نکته ادبی: واژه «ادب» در اینجا فراتر از تربیت ظاهری، به معنای خردورزی و اخلاق عملی است و «فعل» در اینجا به معنای کار و رفتار است.

نگویند از سر بازیچه حرفی کزان پندی نگیرد صاحب هوش

هیچ سخنی، حتی اگر به ظاهر به قصد تفریح و سرگرمی گفته شده باشد، بیهوده نیست؛ زیرا انسانی که خردمند و باهوش است، می‌تواند از همان سخن نیز پند و اندرزی بگیرد.

نکته ادبی: «صاحب هوش» استعاره از کسی است که از قوه تمیز و بصیرت برخوردار است.

و گر صد باب حکمت پیش نادان بخواند آیدش بازیچه در گوش

اما اگر صد باب از سخنان حکیمانه و عمیق را برای فرد نادان بازخوانی کنی، او آن کلام بلند را همچون بازیچه و سخنی بیهوده و سرگرم‌کننده می‌شنود.

نکته ادبی: «باب حکمت» استعاره از معارف عمیق و حقایق هستی است و تقابل آن با «بازیچه» نشان‌دهنده عدم درک نادان است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (Antithesis) حکمت و بازیچه

تقابل میان محتوای عمیق حکمت و نگاه سبک‌سرانه فرد نادان که آن را بازیچه می‌انگارد.

کنایه (Metonymy) بازیچه در گوش آمدن

کنایه از بیهوده شنیدن و عدم درک حقیقت سخن است؛ گویی کلامِ حکیمانه برای نادان، صدای نامفهومی بیش نیست.