گلستان - باب دوم در اخلاق درویشان

سعدی

حکایت شمارهٔ ۱۸

سعدی
عابدی را پادشاهی طلب کرد اندیشید که داروی بخورم تا ضعیف شوم مگر اعتقادی که دارد در حق من زیادت کند آورده اند که داروی قاتل بخورد و بمرد
آن که چون پسته دیدمش همه مغز پوست بر پوست بود همچو پیاز
پارسایان روی در مخلوق پشت بر قبله می کنند نماز
چون بنده خدای خویش خواند باید که به جز خدا نداند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این مجموعه به موضوعِ خطیرِ اخلاص در بندگی و آفاتِ ریاکاری می‌پردازد. پیامِ محوری این متون، هشدار نسبت به آراستنِ ظواهر برای جلبِ نظرِ مردم است؛ امری که نه تنها حقیقتِ بندگی را از میان می‌برد، بلکه می‌تواند موجبِ خسرانِ دنیا و آخرت گردد. متن‌ها به خوبی نشان می‌دهند که هرگونه توجه به غیر از حق و تلاش برای کسبِ اعتبارِ دنیوی از طریقِ تظاهر به زهد، حرکتی معکوس در مسیرِ کمال است که نتیجه‌ای جز پوچی و رسوایی به همراه ندارد.

معنای روان

عابدی را پادشاهی طلب کرد اندیشید که داروی بخورم تا ضعیف شوم مگر اعتقادی که دارد در حق من زیادت کند آورده اند که داروی قاتل بخورد و بمرد

پادشاهی از یک فردِ عابد و زاهد خواست که نزدِ او بیاید. آن عابد با خود اندیشید که باید کاری کند تا ضعیف و رنجور به نظر برسم تا پادشاه بیشتر به من اعتقاد و ارادت پیدا کند. روایت شده است که او دارویی کشنده خورد و بر اثرِ همان دارو از دنیا رفت.

نکته ادبی: واژه اعتقاد در اینجا به معنای امروزی باور نیست، بلکه به معنای ارادت، اعتماد و احترامِ قلبی است. همچنین طلب کردن در اینجا به معنای فراخواندن و دعوت کردن است.

آن که چون پسته دیدمش همه مغز پوست بر پوست بود همچو پیاز

شخصی را که گمان می‌کردم مانندِ پسته، دارای مغز و باطنِ پرمحتوا و ارزشمند است، در نهایت دیدم که همچون پیاز، هیچ مغز و حقیقتی ندارد و تنها لایه‌هایی بیهوده بر روی هم است.

نکته ادبی: پسته نمادِ کمال و باطنِ ارزشمند است و پیاز نمادِ پوچی و ظاهری است که هیچ باطنی در پی ندارد.

پارسایان روی در مخلوق پشت بر قبله می کنند نماز

زاهدانی که رویِ نیازِ خود را به سمتِ بندگانِ خدا برمی‌گردانند، گویی در حالِ نماز خواندن، پشتِ خود را به سمتِ قبله کرده‌اند. همان‌طور که نماز با پشت کردن به قبله باطل است، عبادتِ آنان نیز با توکل بر غیرِ خدا بی‌اعتبار است.

نکته ادبی: قبله در اینجا نمادِ استعاریِ خداوند است. منظور از روی در مخلوق داشتن، چشمِ طمع یا امید داشتن به مردم است.

چون بنده خدای خویش خواند باید که به جز خدا نداند

زمانی که بنده، پروردگارِ خویش را صدا می‌زند و به درگاهِ او دعا می‌کند، شایسته است که آن‌چنان خالص باشد که جز خدا، هیچ کس و هیچ چیزِ دیگری را مؤثر و کارساز نداند.

نکته ادبی: اشاره به مفهومِ عرفانیِ اخلاص و توحیدِ افعالی دارد؛ یعنی بنده باید در هنگامِ نیایش، از تمامِ وابستگی‌هایِ غیرالهی رها باشد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون پسته... همچو پیاز

شاعر برای تبیینِ تضادِ میانِ ظاهر و باطن، دو میوه را به کار گرفته تا بی‌محتوا بودنِ شخصِ مورد نظر را ملموس سازد.

تمثیل پشت بر قبله می کنند نماز

شاعر با بهره‌گیری از یک امرِ شرعیِ بدیهی (حرمتِ پشت کردن به قبله در نماز)، پوچیِ عبادتِ کسی که به خلق دل بسته را به تصویر کشیده است.

کنایه روی در مخلوق داشتن

کنایه از چشم‌داشت و امید بستن به بندگانِ خدا برای رسیدن به حوائجِ دنیوی.