گلستان - باب دوم در اخلاق درویشان

سعدی

حکایت شمارهٔ ۶

سعدی
زاهدی مهمان پادشاهی بود چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که عادت او تا ظن صلاحیت در حق او زیادت کنند
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی کین ره که تو میروی به ترکستان است
گفت در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید، گفت نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید
تا چه خواهی خریدن ای معذور روز درماندگی به سیم دغل

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درونمایه اصلی این گزاره‌ها، نقد صریح و کوبنده ریاکاری و دورویی در عبادات و سلوک فردی است. نویسنده با ترسیم تصویر انسانی که حتی در خلوت نیز برای جلب نظر دیگران، رفتارهای نمایشی انجام می‌دهد، بر این باور است که هر عملی که پشتوانه قلبی و خلوص نداشته باشد، نه تنها ارزشی ندارد، بلکه بطلان آن در پیشگاه حقیقت، بدیهی است.

همچنین این نوشتار هشدار می‌دهد که تظاهر و پیمودن مسیرهای انحرافی در پیگیری اهداف متعالی، انسان را از مقصد دور می‌کند و در نهایت، در روزی که تنها اعمال حقیقی و خالص خریدار دارند، سرمایه‌های تقلبیِ شخص ریاکار، فاقد هرگونه ارزش و اعتبار خواهد بود.

معنای روان

زاهدی مهمان پادشاهی بود چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که عادت او تا ظن صلاحیت در حق او زیادت کنند

زاهدی به مهمانی پادشاهی رفت؛ هنگام غذا خوردن، کمتر از حد نیاز و اشتهایش غذا خورد و هنگام نماز، بیش از عادت همیشگی‌اش عبادت کرد تا پادشاه او را انسانی پارسا و وارسته تصور کند.

نکته ادبی: ارادت در اینجا به معنای میل و اشتهاست و ظن صلاحیت به معنی گمان به درستکاری و تقوای کسی است.

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی کین ره که تو میروی به ترکستان است

ای مسافر، می‌ترسم که با این مسیری که برای رسیدن به مقصد انتخاب کرده‌ای، هرگز به کعبه (هدف مقدس) نرسی؛ زیرا این راهی که تو در پیش گرفته‌ای به سمت ترکستان (جهتی کاملاً مخالف) است.

نکته ادبی: اعرابی نماد کسی است که راه را گم کرده است و ترکستان به عنوان استعاره‌ای از دور افتادن از مقصد و حرکت در مسیر اشتباه به کار رفته است.

گفت در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید، گفت نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید

زاهد گفت در حضور آنان چیزی نخوردم تا طمع‌کار به نظر نرسم. به او پاسخ دادند: پس نمازت را هم قضا کن؛ زیرا همان را نیز برای تظاهر و ریاکاری انجام دادی و هیچ عملی که برای خدا باشد، به جا نیاوردی.

نکته ادبی: قضا کن در اینجا طعنه‌ای است به این معنا که عبادتت اصلاً واقع نشده است که حالا بخواهی آن را ادا کنی.

تا چه خواهی خریدن ای معذور روز درماندگی به سیم دغل

ای کسی که با بهانه‌تراشی خود را فریب می‌دهی، در روز درماندگی (قیامت) با این پول‌های تقلبی (اعمالی که از روی ریا انجام داده‌ای) چه چیزی می‌خواهی بخری؟

نکته ادبی: سیم دغل استعاره از اعمالی است که در ظاهر شبیه نیکی هستند اما در باطن، به دلیل فقدان اخلاص، بی‌ارزش و تقلبی محسوب می‌شوند.

آرایه‌های ادبی

استعاره سیم دغل

اشاره به اعمال ریاکارانه که در ظاهر ارزشمند به نظر می‌رسند اما در باطن فاقد اعتبار هستند.

تمثیل راه ترکستان

نمادِ انتخابِ مسیرِ اشتباه برای رسیدن به هدف و مقصود.

طنز سیاه نماز را هم قضا کن

استفاده از لحنی کنایه‌آمیز برای بی‌ارزش شمردن عبادتی که بر پایه ریا بوده است.