گلستان - باب دوم در اخلاق درویشان

سعدی

حکایت شمارهٔ ۲

سعدی
درویشی را دیدم سر بر آستان کعبه همی مالید و می گفت یا غفور یا رحیم تو دانی که از ظلوم و جهول چه آید
عذر تقصیر خدمت آوردم که ندارم به طاعت استظهار
عاصیان از گناه توبه کنند عارفان از عبادت استغفار
عابدان جزای طاعت خواهند و بازرگانان بهای بضاعت من بنده امید آورده ام نه طاعت و بدریوزه آمده ام نه به تجارت
اصْنعْ بی ما انت اهْله .
بر در کعبه سائلی دیدم که همی گفت و می‏گرستی خوش
می نگویم که طاعتم بپذیر قلم عفو بر گناهم کش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این قطعه، شاعر با ترسیم صحنه‌ای از فضای معنوی کعبه، تفاوت نگرش میان عابدانِ معامله‌گر و عارفانِ حقیقت‌جو را باز می‌تاباند. در اینجا بندگیِ راستین، نه در پیِ دادوستد و طلبِ پاداش برای عبادت، که در گروِ امید به فضلِ بیکرانِ پروردگار دانسته شده است.

پیام اصلی متن، اعتراف به نقص و ناتوانی در برابر شکوهِ الهی است؛ جایی که حتی عبادتِ خود را نیز محتاجِ آمرزش می‌داند. در این نگاه، سالکِ راه حق به جای تکیه بر کارنامه‌یِ اعمالِ خویش، دستِ نیاز به سوی بخشندگیِ مطلق دراز می‌کند و خود را همچون گدایی می‌بیند که تنها به کرمِ معشوق دل بسته است.

معنای روان

درویشی را دیدم سر بر آستان کعبه همی مالید و می گفت یا غفور یا رحیم تو دانی که از ظلوم و جهول چه آید

درویشی را دیدم که سر بر درِ کعبه می‌سایید و با گریه می‌گفت: ای پروردگارِ بسیار آمرزنده و مهربان، تو خود می‌دانی که از موجودی مانندِ انسان که در قرآن به ستم‌پیشگی و نادانی توصیف شده، چه کارِ شایسته‌ای ساخته است؟

نکته ادبی: ظلوم و جهول اشاره به آیه ۷۲ سوره احزاب است که انسان را در مقام اختیار، ستمگر و نادان توصیف کرده است.

عذر تقصیر خدمت آوردم که ندارم به طاعت استظهار

برای تقصیر و کوتاهی‌ام در خدمت به درگاهت پوزش می‌طلبم، چرا که به کارنامه عباداتم هیچ پشت‌گرمی و اتکایی ندارم.

نکته ادبی: استظهار به معنای پشت‌گرمی، تکیه کردن و طلبِ یاری و قدرت جستن است.

عاصیان از گناه توبه کنند عارفان از عبادت استغفار

گناهکاران از گناهانِ خود توبه می‌کنند، اما عارفانِ راه حق، حتی از عباداتِ خود نیز استغفار می‌کنند.

نکته ادبی: این بیت بر این نکته تاکید دارد که عباداتِ آلوده به خودبینیِ عارف، خود مانعِ خلوص است و نیازمندِ آمرزش است.

عابدان جزای طاعت خواهند و بازرگانان بهای بضاعت من بنده امید آورده ام نه طاعت و بدریوزه آمده ام نه به تجارت

عابدانِ ظاهربین پاداشِ عبادتشان را می‌طلبند و تاجران، بهای کالایشان را؛ اما منِ بنده، نه با تکیه بر طاعات، بلکه با امید به فضلِ تو آمده‌ام و نه برای دادوستد، که برای گدایی درِ خانه‌ات آمده‌ام.

نکته ادبی: بدریوزه به معنای گدایی و دریوزگی است که تقابل مستقیمی با تجارت و معامله دارد.

اصْنعْ بی ما انت اهْله .

خداوندا! با من چنان رفتار کن که سزاوارِ مقام و شأنِ خودِ توست.

نکته ادبی: این عبارت عربی اوجِ تسلیم و واگذاریِ امور به اراده و رحمتِ مطلق الهی است.

بر در کعبه سائلی دیدم که همی گفت و می‏گرستی خوش

بر درِ کعبه نیازمندی را دیدم که با حالی خوش، می‌گریست و با پروردگارِ خود راز و نیاز می‌کرد.

نکته ادبی: سائل در اینجا به معنای کسی است که در مقامِ بندگی، نیازِ خود را به درگاهِ الهی عرضه می‌کند.

می نگویم که طاعتم بپذیر قلم عفو بر گناهم کش

از تو نمی‌خواهم که عبادتم را بپذیری، بلکه تقاضا دارم که قلمِ گذشت و بخشش را بر کارنامه گناهانم بکشی.

نکته ادبی: قلم عفو استعاره‌ای است از محو کردنِ آثارِ گناه به واسطه بخششِ پروردگار.

آرایه‌های ادبی

تلمیح ظلوم و جهول

اشاره مستقیم به آیه ۷۲ سوره احزاب در قرآن کریم.

تضاد عابدان و بازرگانان در مقابل بنده و گدا

تقابل میان دیدگاه‌های تجاری به دین و دیدگاه عاشقانه و تواضع‌آمیز.

استعاره قلم عفو

تصویرسازیِ محوِ گناهان به مثابه نوشته‌ای که با قلم پاک شده است.

تمثیل بدریوزه آمده‌ام

تمثیلِ بنده به گدایی که هیچ متاعی جز فقر ندارد و امید به کرمِ صاحب‌خانه دارد.