گلستان - باب اول در سیرت پادشاهان

سعدی

حکایت شمارهٔ ۴۱

سعدی
اسکندر رومی را پرسیدند دیار مشرق و مغرب به چه گرفتی که ملوک پیشین را خزاین و عمر و ملک و لشکر بیش از این بوده است ایشان را چنین فتحی میسر نشده گفتا به عون خدای عزوجل هر مملکتی را که گرفتم رعیتش نیازردم و نام پادشاهان جز به نکویی نبردم
بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این متن با نگاهی اخلاقی به مقوله قدرت و جهان‌گشایی، رمز موفقیت واقعی در حکمرانی را نه در لشکرکشی و ثروت، بلکه در عدالت‌ورزی با مردم و حفظ حرمت بزرگان و پیشینیان می‌داند. در واقع نویسنده بر این باور است که بزرگی حقیقی با نیک‌نامی و احترام به دیگران گره خورده است.

مفهوم محوری این قطعات، نقد تکیه صرف بر ابزار مادی برای کسب پیروزی است؛ چرا که بدون در نظر گرفتن اخلاق و انسانیت، هیچ موفقیتی پایدار نمی‌ماند و بزرگیِ پایدار در گرو منشِ نیکو و احترام به جایگاه دیگران است.

معنای روان

اسکندر رومی را پرسیدند دیار مشرق و مغرب به چه گرفتی که ملوک پیشین را خزاین و عمر و ملک و لشکر بیش از این بوده است ایشان را چنین فتحی میسر نشده گفتا به عون خدای عزوجل هر مملکتی را که گرفتم رعیتش نیازردم و نام پادشاهان جز به نکویی نبردم

از اسکندرِ رومی پرسیدند که چگونه توانستی سرزمین‌های شرق و غرب را فتح کنی، در حالی که پادشاهان پیش از تو، ثروت و عمر و قلمرو و سپاهیان بیشتری داشتند اما به چنین پیروزی‌هایی نرسیدند؟ او پاسخ داد: با یاری خدای متعال، هر سرزمینی را که تصرف کردم، به مردمش آسیب نرساندم و نام پادشاهانِ پیشین را جز به نیکی بر زبان نیاوردم.

نکته ادبی: عبارت "دیار" در اینجا به معنای سرزمین‌ها و قلمروهاست. واژه "رعیت" به مردم عادی و زیردستان پادشاه اشاره دارد و "عون" واژه‌ای عربی به معنای یاری و کمک است که در متون کهن فارسی کاربرد زیادی دارد.

بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد

افراد خردمند و صاحب اندیشه، کسی را که با بی‌احترامی و بدگویی از بزرگان یاد می‌کند، هرگز فردی بزرگ و شایسته نمی‌دانند.

نکته ادبی: در اینجا "بزرگش نخوانند" به این معناست که لقبِ بزرگی شایسته او نیست. حذفِ فعلِ منفی در ابتدای مصراع دوم (که نام بزرگان به زشتی برد) به قرینه معنایی صورت گرفته است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل و اخلاق‌گرایی اسکندر رومی

استفاده از چهره اسکندر به عنوان نمادی از یک فاتح خردمند برای تبیین یک درس اخلاقی مبنی بر برتری اخلاق بر زور بازو.

تضاد (تقابل مفهومی) نکویی و زشتی

تقابل میان رفتارِ خردمندانه (نیک‌نامی) و رفتار ناپسند افراد حقیر (بدگویی) برای برجسته‌سازی اهمیت حرمت نهادن به پیشینیان.

اسلوب معادله بزرگش نخوانند اهل خرد / که نام بزرگان به زشتی برد

در اینجا مصراع دوم در حکم دلیلی برای مصراع اول است که به نوعی استدلالِ اخلاقی در ساختار شعری تبدیل شده است.