گلستان - باب اول در سیرت پادشاهان

سعدی

حکایت شمارهٔ ۳۱

سعدی
وزرای نوشیروان در مهمی از مصالح مملکت اندیشه همی کردند و هر یکی از ایشان دگرگونه رای همی زدند و ملک همچنین تدبیری اندیشه کرد بزرجمهر را رای ملک اختیار آمد وزیران در نهانش گفتند رای ملک را جه مزیت دیدی بر فکر چندین حکیم گفت به موجب آن که انجام کارها معلوم نیست و رای همگان در مشیت است که صواب آید یا خطا پس موافقت رای ملک اولی تر است تا اگر خلاف صواب آید، به علت متابعت از معاتبت ایمن باشم.
اگر خود روز را گوید شبست این بباید گفتن آنک ماه و پروین

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این متن به تحلیلِ رفتارِ مصلحت‌جویانه در دربار پادشاهان می‌پردازد و نشان می‌دهد که در نظام‌های استبدادی، چگونه حقیقت‌جویی و خردِ جمعی در برابر اراده‌ی مطلقِ حاکم رنگ می‌بازند. حکایت، بیش از آنکه بر «راستی» تأکید کند، بر «دوراندیشیِ سیاسی» و حفظِ امنیتِ فردی در برابرِ قدرتِ بی‌چون‌ و چرا تمرکز دارد.

در این فضا، بزرجمهر به عنوان نمادِ خردمندی، نه بر اساسِ منطقِ حقیقت، بلکه بر اساسِ «منطقِ بقا» تصمیم می‌گیرد. او می‌داند که موافقت با پادشاه، سپری است در برابرِ خشمِ احتمالیِ او؛ حتی اگر این موافقت، انکارِ بدیهیات باشد.

معنای روان

وزرای نوشیروان در مهمی از مصالح مملکت اندیشه همی کردند و هر یکی از ایشان دگرگونه رای همی زدند و ملک همچنین تدبیری اندیشه کرد بزرجمهر را رای ملک اختیار آمد وزیران در نهانش گفتند رای ملک را جه مزیت دیدی بر فکر چندین حکیم گفت به موجب آن که انجام کارها معلوم نیست و رای همگان در مشیت است که صواب آید یا خطا پس موافقت رای ملک اولی تر است تا اگر خلاف صواب آید، به علت متابعت از معاتبت ایمن باشم.

وزرای انوشیروان درباره مسائل مهم کشوری مشورت می‌کردند و هرکدام دیدگاهی متفاوت داشتند. پادشاه نیز نظر خود را بیان کرد و همگان نظر او را پذیرفتند. وقتی از بزرجمهر پرسیدند چرا رای پادشاه را بر نظرِ چندین دانشمند برتری دادی، پاسخ داد: چون فرجامِ کارها روشن نیست و معلوم نیست کدام نظر در نهایت به نتیجه می‌رسد یا خطا از آب در می‌آید، بهتر است با پادشاه هم‌رای باشم تا اگر نتیجه کار ناخوشایند بود، به دلیلِ پیروی از دستورِ او، از خشم و تنبیه در امان باشم.

نکته ادبی: استفاده از افعالِ مستمر با پیشوند «همی» (مانند همی کردند و همی زدند) از ویژگی‌های زبانیِ متون کهن است. واژه «معاتبت» در این سیاق به معنای سرزنش، توبیخ و مجازات از سوی حاکم است.

اگر خود روز را گوید شبست این بباید گفتن آنک ماه و پروین

اگر پادشاه در روز روشن ادعا کرد که اکنون شب است، تو باید چنان تأیید کنی و بگویی که ماه و ستاره‌های پروین را در آسمان می‌بینی.

نکته ادبی: این بیت با استفاده از مبالغه‌ای اغراق‌آمیز، نهایتِ استبداد و لزومِ چاپلوسی یا احتیاطِ بیش از حد در دربار را ترسیم می‌کند. «پروین» یا ثریا در اینجا نمادِ ستارگانِ آسمانِ شب است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل و مبالغه اگر خود روز را گوید شبست این

شاعر برای نشان دادنِ عمقِ اختناق و لزومِ همرنگی با جماعتِ قدرتمند، بدیهی‌ترین واقعیتِ طبیعی (تفاوت روز و شب) را به بازی گرفته است تا نشان دهد در برابرِ استبداد، حقیقتِ عینی رنگ می‌بازد.

تعلیل به موجب آن که انجام کارها معلوم نیست

بزرجمهر با تکیه بر این اصل که عاقبتِ امور در دستِ تقدیر (مشیت) است، بهانه‌ای عقلانی و دوراندیشانه برای سلبِ مسئولیت از خود و پیرویِ کورکورانه از حاکم می‌تراشد.