گلستان - باب اول در سیرت پادشاهان

سعدی

حکایت شمارهٔ ۳۰

سعدی
پادشاهی به کشتن بیگناهی فرمان داد گفت ای ملک به موجب خشمی که ترا بر من است آزار خود مجوی که این عقوبت بر من به یک نفس به سر آید و بزه آن بر تو جاوید بماند.
پنداشت ستمگر که جفا بر ما کرد در گردن او بماند و بر ما بگذشت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این متن با نگاهی اخلاقی و عرفانی به پدیده ستم و بیداد می‌نگرد و به حاکمان و قدرتمندان هشدار می‌دهد که قدرت دنیوی فانی است و آنچه پس از مرگ باقی می‌ماند، بار گناه و پیامد اعمال است. در واقع، نویسنده و شاعر بر این باورند که ظلم، بیش از آنکه به مظلوم آسیب بزند، گریبان ظالم را می‌گیرد و او را در بندِ گناهی ابدی گرفتار می‌کند.

پیام اصلی این است که رنج مظلوم، هرچند سخت و جانکاه، زودگذر است و به زودی با مرگ پایان می‌پذیرد؛ اما ننگ و بار گناهِ ظالم، جاودانه بر ذمه او باقی می‌ماند و در ترازوی عدل الهی، وزنی سنگین خواهد داشت.

معنای روان

پادشاهی به کشتن بیگناهی فرمان داد گفت ای ملک به موجب خشمی که ترا بر من است آزار خود مجوی که این عقوبت بر من به یک نفس به سر آید و بزه آن بر تو جاوید بماند.

پادشاهی دستور داد بی‌گناهی را بکشند. آن شخص به پادشاه گفت: ای پادشاه، به خاطر خشمی که نسبت به من داری، خودت را گرفتار نکن؛ چرا که این سختی و مرگ برای من در یک لحظه تمام می‌شود، اما گناه و پیامد آن برای تو تا ابد باقی می‌ماند.

نکته ادبی: عقوبت در اینجا به معنای مجازات دنیوی و رنجی است که بر مظلوم تحمیل می‌شود. بزه به معنای گناه و جرم است که از ریشه پهلوی وارد فارسی شده و در متون کلاسیک به کرات به کار رفته است.

پنداشت ستمگر که جفا بر ما کرد در گردن او بماند و بر ما بگذشت

ظالم گمان کرد که با ستم کردن به ما، به ما آسیب رسانده است، غافل از آنکه بار گناهِ این ستم بر گردن خودش باقی ماند و درد و رنجِ آن برای ما تمام شد و گذشت.

نکته ادبی: در گردن ماندن یک تعبیر کنایی و رایج در متون کهن است که به معنای باقی ماندنِ بارِ گناه یا مسئولیت بر عهده شخص است و گویی آن گناه همچون طوقی بر گردن او سنگینی می‌کند.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) بسر آید و جاوید بماند

قرار دادن پایان‌پذیریِ رنج مظلوم در برابر جاودانگیِ بار گناه ظالم، برای تأکید بر بیهودگی ظلم.

کنایه در گردن او بماند

کنایه از مسئولیت گناه و عقوبت اخروی که بر عهده فرد ظالم باقی می‌ماند.