گلستان - باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت شمارهٔ ۱۳
سعدیدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این حکایت آموزنده، تصویری از تضاد میان بیخیالیِ توانگران و رنجِ درویشان و نیز نوسانِ اخلاقیِ صاحبان قدرت را ترسیم میکند. سعدی در این متن، میانِ بخشندگیِ بیحساب و تدبیرِ عاقلانه، مرزی دقیق میکشد و نشان میدهد که چگونه بیخردی در مصرف، میتواند نیتهای خیر را به ضدِ خود بدل کند.
داستان با نمایشِ گذرا بودن خوشیهای دنیوی و سپس مداخلهی وزیر خردمند به پایان میرسد که به پادشاه میآموزد، چگونه با سیاستِ میانهروی، هم عزتِ نفسِ فرد را حفظ کند و هم از اسرافِ بیتالمال جلوگیری نماید و از برخوردهای هیجانی و متناقض پرهیز کند.
معنای روان
شنیدم پادشاهی بود که شبی را با خوشگذرانی به پایان رسانده بود و در حالت مستی اینگونه میگفت:
نکته ادبی: عشرت روز کرده بود، کنایه از سپری کردن شب با عیش و نوش است.
برای ما در این جهان، خوشتر از این لحظه وجود ندارد، چرا که نه دغدغهی نیکی و بدی داریم و نه نگران کسی هستیم.
نکته ادبی: این بیت بیانگرِ اوجِ بیخیالی و سرخوشیِ آنی است.
درویشی که در سرمای هوا بیرون خوابیده بود، [در پاسخ] گفت:
نکته ادبی: شروع تقابل میان دنیای شاه و درویش.
ای کسی که به واسطهی قدرت و ثروتت، هیچ غمی در دنیا نداری، فرض را بر این بگیر که تو غمی نداری، اما آیا غمِ ما را هم نداری؟
نکته ادبی: اشاره به بیتوجهیِ مرفهین به وضعیتِ نیازمندان.
پادشاه خوشش آمد و کیسهای شامل هزار دینار از پنجره به بیرون انداخت و گفت: «ای درویش، دامن خود را برای دریافتِ آن باز کن.» درویش گفت: «دامن از کجا بیاورم؟ لباسی به تن ندارم [که بتوانم دامنِ آن را برای گرفتنِ پول باز کنم].» پادشاه بر حالِ ضعیفِ او دلسوزیاش بیشتر شد و لباسِ فاخری نیز بر آن افزود و برایش فرستاد.
نکته ادبی: صره به معنای کیسه پول و خلعت به معنای لباسِ گرانبها است.
درویش آن پول و لباس را در زمان کوتاهی خرج کرد و [دوباره] فقیر شد و بازگشت.
نکته ادبی: پریشان کرد کنایه از خرج کردن و از دست دادن سرمایه است.
مال و ثروت در دستِ افرادِ بخشنده و بیتعلق، دوام نمیآورد؛ همانطور که صبر در دلِ عاشق و آب در غربال [الک] نمیماند.
نکته ادبی: غربال ابزاری است که آب را در خود نگه نمیدارد و استعاره از زودگذر بودنِ مال در دستِ بیباکان است.
در زمانی که پادشاه مشغولِ کارهای دیگر بود [و توجهی به درویش نداشت]، ماجرا را به او گفتند. پادشاه عصبانی شد و چهره در هم کشید. به همین دلیل است که دانایان گفتهاند باید از تندخویی و خشمِ ناگهانیِ پادشاهان پرهیز کرد، چرا که همتِ آنها معمولاً معطوف به مسائلِ بزرگِ مملکتی است و حوصلهی رسیدگی به ازدحام و نیازهای مردمِ عادی را ندارند.
نکته ادبی: حدت و سورت به معنای تندی و شدتِ خشم است.
کسی که در زمانِ داشتنِ فرصت و نعمت، از آن مراقبت نمیکند، نعمتِ پادشاه بر او حرام است.
نکته ادبی: اشاره به اهمیتِ آیندهنگری.
تا زمانی که موقعیتِ مناسبی برای سخن گفتن نمیبینی، با حرفهای بیهوده، ارزشِ خود را از بین مبر.
نکته ادبی: توصیهای اخلاقی در بابِ اهمیتِ سکوتِ بهجا.
پادشاه گفت: «این گدای پررو و اسرافکار را که چنین ثروتی را در مدتی کوتاه به باد داد، بیرون کنید. خزانه بیتالمال، سهمِ مستمندان است، نه خوراکِ دوستانِ شیطان.»
نکته ادبی: مبذر به معنای اسرافکننده و زیادهرو است.
شخصِ نادانی که در روزِ روشن شمعِ کافوری روشن میکند، خیلی زود میبینی که شبهنگام دیگر روغنی در چراغش باقی نمانده است.
نکته ادبی: شمعِ کافوری شمعی گرانبها بوده و کنایه از اسراف در هنگامِ بینیازی است.
یکی از وزیرانِ خیرخواه گفت: «ای پادشاه، مصلحت را در این میبینم که هزینهی معیشتِ چنین افرادی را به صورتِ تدریجی و بخشبخش پرداخت کنند تا [یکجا] اسراف نکنند. اما اینکه دستور به راندن و زجرِ او دادی، با شأنِ یک شخصِ بزرگوار سازگار نیست؛ چرا که درست نیست کسی را با لطف و مهربانی امیدوار کرد و سپس با ناامیدی دلشکستهاش کرد.»
نکته ادبی: وجه کفاف یعنی هزینهی لازم برای زندگی روزمره.
نمیتوان درِ طمع را [با بخشش] به روی خود باز کرد و وقتی باز شد، نمیتوان آن را با تندی و خشونت بست.
نکته ادبی: اشاره به دشواریِ کنترلِ طمع پس از ایجادِ عادتِ بخشش.
کسی نمیبیند که تشنگانِ حجاز، دورِ آبِ شور جمع شوند.
نکته ادبی: اشاره به منطقِ طبیعیِ جذبِ افراد به سمتِ منابعِ خیر.
هر کجا چشمهای شیرین و گوارا باشد، انسانها، پرندگان و مورچگان گردِ آن جمع میشوند.
نکته ادبی: استعاره از حاکمِ عادل و بخشنده که مردم به سوی او جذب میشوند.
آرایههای ادبی
پایداریِ مال نزدِ فردِ بیقید را به پایداریِ آب در غربال تشبیه کرده است.
کنایهای از آماده شدن برای دریافتِ کمک یا ثروت است.
اشاره به آیهی قرآن (إنَّ المُبَذِّرینَ کانوا إخوانَ الشَّیاطین) در مذمتِ اسرافکاران.
تمثیلی برای اسراف و هدر دادنِ سرمایه در زمانی که نیازی به آن نیست.