گلستان - باب اول در سیرت پادشاهان

سعدی

حکایت شمارهٔ ۱۲

سعدی
یکی از ملوک بی انصاف پارسایی را پرسید از عبادت ها کدام فاضل تر است گفت تو را خواب نیم روز تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.
ظالمی را خفته دیدم نیم روز گفتم این فتنه است خوابش برده به
وآنکه خوابش بهتر از بیداری است آن چنان بد زندگانی مرده به

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه که از حکمت‌های نغز اخلاقی است، بر این نکته تأکید دارد که برترین عبادت برای حاکم ستمگر، دست کشیدن از آزارِ مردمان است. نویسنده با زبانی طنزآمیز و گزنده بیان می‌کند که گاهی اوقات، نبودِ ظالم یا خوابِ او که مانع از اعمالِ جور و ستم می‌شود، خیرِ بیشتری برای جامعه دارد تا حضورِ بیدار و فعالِ او.

در واقع، این کلام بر این حقیقتِ اخلاقی صحه می‌گذارد که ارزشِ زیستنِ انسان به اعمال و تأثیراتِ او بر دیگران است. اگر کسی چنان در مسیرِ آسیب رساندن به همنوعان باشد که بیداری‌اش جز خسران و رنج برای دیگران ثمره‌ای نداشته باشد، آن‌گاه سکون و نبودِ او، فضیلتی ناخواسته به شمار می‌آید.

معنای روان

یکی از ملوک بی انصاف پارسایی را پرسید از عبادت ها کدام فاضل تر است گفت تو را خواب نیم روز تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.

پادشاهی ستمکار از عارفی پرسید که کدام عبادت برتر است؟ عارف پاسخ داد: خوابِ نیم‌روزِ تو بهترین عبادت است؛ چرا که در همان لحظاتِ خواب، حداقل دست از آزارِ مردم برمی‌داری.

نکته ادبی: واژه ملوک جمع مَلِک و به معنای پادشاهان است. در این متن پارسایی به معنای زاهد و پرهیزگار است. عبارت خواب نیم روز اشاره به غفلت یا رکود ظالم دارد که در اینجا به طنز، عبادت تلقی شده است.

ظالمی را خفته دیدم نیم روز گفتم این فتنه است خوابش برده به

در نیم‌روزی، فرد ستمگری را دیدم که خوابیده بود. با خود گفتم: این شخص که وجودش سراسر آشوب است، اگر در خواب باشد، وضعش بهتر است.

نکته ادبی: کلمه فتنه به معنای آشوب، بلا و مایه گمراهی است که در اینجا استعاره‌ای برای ظالم به کار رفته است. به در اینجا مخففِ کلمه بهتر است.

وآنکه خوابش بهتر از بیداری است آن چنان بد زندگانی مرده به

و کسی که وضعیتِ خوابیدنش برای مردم بهتر از بیداری‌اش است، این‌چنین زندگیِ بدی که او دارد، مرگش بر زنده بودنش برتری دارد.

نکته ادبی: بد زندگانی یعنی کسی که زندگی نکوهیده و شرورانه دارد. مرده به به معنای مرگ برای او بهتر است.

آرایه‌های ادبی

کنایه خوابش برده به

کنایه از اینکه عدم فعالیت و حضور ظالم برای جامعه سودمندتر از بیداری اوست.

استعاره فتنه

به کار بردن واژه فتنه به جای ظالم برای تأکید بر اینکه وجود او سراسر آشوب است.

تضاد خواب و بیداری

مقابل هم قرار دادن خواب و بیداری برای نشان دادن تقابل خیر و شر در رفتار ظالم.