بوستان - باب هفتم در عالم تربیت
حکایت دزد و سیستانی
سعدی
شنیدم که دزدی درآمد ز دشت
به دروازهٔ سیستان برگذشت
بدزدید بقال از او نیم دانگ
برآورد دزد سیهکار بانگ:
خدایا تو شب رو به آتش مسوز
که ره می زند سیستانی به روز