دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۹۳

مولوی
یکدم غم جان دار غم نان تا کی وز پرورش این تن نادان تا کی
اندر ره طبل اشکم و نای و گلو این رنج ز نخ به ضرب دندان تا کی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی صریح و انتقادی، مخاطب را از غرق شدن در روزمرگی‌های مادی و دغدغه‌های ناچیز معیشتی برحذر می‌دارند. شاعر با رویکردی زاهدانه، بدن و نیازهای آن را مانعی بر سر راه تعالی جان می‌بیند و تأکید می‌کند که عمر آدمی صرفِ تأمینِ نیازهای حقیرِ جسمانی (مانند خوردن) می‌شود.

درونمایه اصلی این ابیات، دعوت به تفکر و اولویت‌بندیِ والاتر (غم جان) در برابرِ دغدغه‌های پست (غم نان) است. شاعر بدن را نادان می‌نامد چرا که همواره در پیِ لذایذِ زودگذر است و از تعالیِ روح غافل می‌ماند.

معنای روان

یکدم غم جان دار غم نان تا کی وز پرورش این تن نادان تا کی

چقدر می‌خواهی لحظه‌ای را به غصه خوردن برای نان و معاش دنیوی بگذرانی؟ تا کی می‌خواهی تمام هم و غم خود را صرفِ پروراندن و ناز دادن به این بدنِ ناآگاه و بی‌خرد کنی؟

نکته ادبی: یکدم استعاره از لحظه‌ای کوتاه است؛ غم نان کنایه از دغدغه‌های مادی و معیشتی است که ذهن را از مقاصد عالی باز می‌دارد.

اندر ره طبل اشکم و نای و گلو این رنج ز نخ به ضرب دندان تا کی

در راهِ پر کردنِ شکم (که مانند طبلی توخالی است) و به کار انداختنِ گلو (که مانند نای است)، تا کی می‌خواهی این رنجِ خوردن و جویدن را با دندان‌ها تحمل کنی؟

نکته ادبی: طبل شکم و نای گلو تشبیهات بلیغی هستند که به فرآیندِ خوردن جنبه‌ای نمایشی و پوچ بخشیده‌اند.

آرایه‌های ادبی

استعاره و تشبیه طبل شکم و نای گلو

تشبیه شکم به طبلِ توخالی و گلو به نایِ ساز که نشان‌دهنده پوچی و سر و صدایِ بیهوده در امر خوردن است.

کنایه غم نان

کنایه از تمام دغدغه‌های دنیوی و مادی که مانع از رشد معنوی انسان می‌شود.

پرسش انکاری تا کی

تکرارِ این پرسش نشان‌دهنده اعتراض شاعر به استمرارِ غفلت و پوچیِ زندگیِ مادی است.