دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۹

مولوی
هم دل به دلستانت رساند روزی هم جان سوی جانانت رساند روزی
از دست مده دامن دردی که تراست کان درد به درمانت رساند روزی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر مدار امید و یقین به وصول به محبوب می‌گردند و خواننده را به صبر در مسیر دشوار عشق فرا می‌خوانند. شاعر با نگاهی عرفانی معتقد است که هر چه در دل و جان آدمی است، سرانجام به مقصود اصلی که همان جایگاه حقیقی محبوب است، راه خواهد یافت.

در بخش دوم، نگاهی متفاوت به رنج و درد مطرح می‌شود؛ شاعر معتقد است دردی که در مسیر عشق به سراغ انسان می‌آید، نه تنها نکوهیده نیست، بلکه خود پلی است به سوی درمان و کمال؛ بنابراین توصیه می‌کند که انسان باید با جان و دل این رنج را بپذیرد و از آن دست نکشد.

معنای روان

هم دل به دلستانت رساند روزی هم جان سوی جانانت رساند روزی

بی‌تردید روزی خواهد رسید که پروردگار یا تقدیر، دل تو را به سرزمین محبوبت برساند و همان‌گونه جانت را نیز به سوی جانانِ واقعی‌ات که منبع حیات است، هدایت کند.

نکته ادبی: واژه دلستان به معنای محبوب و دلبر است و جانان نیز به معنای معشوق و پادشاه جان‌ها به کار رفته که در اینجا هر دو به یک مفهوم اشاره دارند.

از دست مده دامن دردی که تراست کان درد به درمانت رساند روزی

دردی را که در این راه می‌کشی، هرگز رها نکن و آن را از دست نده؛ زیرا همین رنج و اندوه است که سرانجام تو را به سرمنزل مقصود و رسیدن به درمان حقیقی می‌رساند.

نکته ادبی: شاعر از تقابل میان درد و درمان استفاده کرده است که نشان‌دهنده نگرش عرفانی به رنج‌های مسیر کمال است؛ به این معنا که درد، مقدمه واجب برای رسیدن به دواست.

آرایه‌های ادبی

تضاد درد و درمان

تقابل معنایی میان درد به عنوان رنج و درمان به عنوان وصال که بیانگر فلسفه وجودی رنج در راه عشق است.

مراعات نظیر دل، دلستان، جان، جانان

استفاده از واژگانی که در یک حوزه معنایی قرار دارند و بر فضای عاشقانه شعر تأکید می‌کنند.

ردالعجز رساند روزی

تکرار عبارت در پایان هر دو مصرع که علاوه بر ایجاد موسیقی، بر قطعی بودن وعده شاعر تأکید دارد.