دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۸

مولوی
هم دست همه دست زنانم کردی دو گوش کشان همچو کمانم کردی
خائیه بهر دهان چو نانم کردی فی الجمله چنان شد که چنانم کردی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر تسلیم محض و انقیادِ عاشق در برابر اراده‌ی معشوق است. شاعر با تصویرسازی‌های جسورانه و استفاده از مضامینِ ملموس، چگونگیِ دگرگونیِ هویتِ خود توسط دستِ توانایِ محبوب را ترسیم می‌کند.

مضمون اصلی، فنای اراده‌ی عاشق در اراده‌ی معشوق است؛ چنان‌که معشوق، عاشق را همچون موم در دست می‌گیرد، او را شکل می‌دهد، می‌پروراند و به هر صورتی که بخواهد در می‌آورد تا در نهایت به یگانگی برسند.

معنای روان

هم دست همه دست زنانم کردی دو گوش کشان همچو کمانم کردی

تو مرا اسیر و بازیچه‌ی دست خود کردی و چنان با من رفتار کردی که گویی کودکی در دست تو هستم؛ همچنین گوش‌های مرا کشیدی و مرا همچون کمان خمیده و مطیعِ خویش ساختی.

نکته ادبی: تعبیرِ دست‌زنان در اینجا به معنای بازی دادن و به حرکت درآوردنِ کسی است، کنایه از سلطه‌ی کامل معشوق بر عاشق.

خائیه بهر دهان چو نانم کردی فی الجمله چنان شد که چنانم کردی

تو مرا مانند تکه‌ای نان در دهان خود جویدی و خُرد کردی تا در وجودت حل شوم؛ خلاصه بگویم که کار به جایی رسید که تو مرا دقیقا همان‌گونه که می‌خواستی، تغییر دادی و ساختی.

نکته ادبی: واژه خائیه از ریشه‌ی خیدن به معنای جویدن است و در اینجا استعاره از انهدامِ منیت و هستیِ عاشق توسط معشوق برای هضم شدن در اوست.

آرایه‌های ادبی

تشبیه همچو کمانم کردی

تشبیه حالتِ خمیدگی و انقیادِ عاشق به کمان، برای نشان دادنِ مطیع بودن در برابر دستِ معشوق.

تشبیه چو نانم کردی

تشبیه خود به نان برای نشان دادنِ فرآیندِ جویده شدن و فنایِ خویش در کامِ معشوق.

کنایه گوش کشیدن

کنایه از ادب کردن، مطیع ساختن و در اختیار گرفتنِ اراده‌ی دیگری.