دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۵

مولوی
هرکس کسکی دارد و هرکس یاری آن یار وفادار کجا شد باری
گر پیش سگی شکر نهی خرواری میل دل او بود سوی مرداری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بر دو محور اصلی استوار است؛ نخست بازتابِ غریزه طبیعی انسان در طلبِ همدم و هم‌نفسی و دریغ و حسرت از فقدان وفاداریِ راستین در میانِ آدمیان، و دوم، نگرشی فلسفی و اخلاقی به ماهیت و جوهره درونی موجودات.

شاعر در ادامه با تمثیلی روشن، بیان می‌دارد که تغییرِ ظاهر و ارائه عطایای ارزشمند نمی‌تواند فطرت و نهادِ اصلیِ هر موجود را دگرگون سازد؛ چرا که هرکس بر اساس شاکله‌ی درونی خویش، به سوی سرنوشت و علایقِ خویش کشیده می‌شود.

معنای روان

هرکس کسکی دارد و هرکس یاری آن یار وفادار کجا شد باری

همه انسان‌ها در زندگی خود دلبسته و یاری دارند، اما جای این پرسش باقی است که آن همراهِ وفادار و راست‌کردار را کجا می‌توان یافت؟

نکته ادبی: واژه «کسک» در متون قدیم به معنای محبوب و دلبر به کار می‌رفته است. کلمه «باری» در اینجا به عنوان ادات تأکید و برای پر کردن وزن به کار رفته که بیانگر نوعی حسرت است.

گر پیش سگی شکر نهی خرواری میل دل او بود سوی مرداری

اگر مقدار زیادی شکر که نماد نعمتی نفیس است را پیشِ روی سگی بگذاری، باز هم گرایشِ قلبی و رغبتِ او به سمتِ مردار و لاشه‌ی گندیده است.

نکته ادبی: «خروار» واحدی برای شمارش وزن است که در اینجا برای مبالغه و کثرتِ شکر به کار رفته است. تقابل میان «شکر» و «مردار» استعاره‌ای برای نشان دادن تفاوت میان گوهرِ پاک و نهادِ ناپاک است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) شکر و مردار

شاعر با قرار دادن دو واژه متضاد در کنار هم، تفاوتِ بنیادینِ ارزش‌ها و ذائقه‌ها را برجسته کرده است.

تمثیل سگ و شکر و مردار

شخصیت‌پردازیِ سگ به عنوان موجودی که ماهیتش تغییرپذیر نیست، برای فهماندن این نکته که تربیت و لطف، جوهره‌ی ذاتِ ناپاک را عوض نمی‌کند.

استفهام انکاری کجا شد باری

پرسشی که پاسخی ندارد و نشان‌دهنده کمیاب بودنِ یارِ وفادار است.