دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۳

مولوی
هرگز به مزاج خود یکی دم نزنی تا از دم خویش گردن غم نزنی
هر چند ملولی تو یقین است که تو با اینکه ملولی ز کسی کم نزنی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با تکیه بر اخلاق و عرفان، دعوت به خویشتن‌داری و چیرگی بر نفس اماره است. شاعر تأکید می‌کند که رهایی از غم و اندوه جز با مهار کردنِ خواسته‌هایِ ناپایدارِ نفسانی ممکن نیست و انسان باید در اوجِ ملال و خستگی نیز وقار خود را حفظ کند.

پیام اصلی در دعوت به سکوت و تأمل نهفته است؛ بدین معنا که نباید در هر شرایطی و با هر حالتی، بی‌محابا لب به سخن گشود یا بر اساسِ غریزه عمل کرد. بزرگی انسان در این است که در بدترین احوال نیز فروتنیِ نابجا نکند و به جای تسلیم در برابرِ غم، بر خویش مسلط باشد.

معنای روان

هرگز به مزاج خود یکی دم نزنی تا از دم خویش گردن غم نزنی

هرگز بر اساس میل و هوای نفسانی خود کاری نکن و سخنی مگو، مگر آنکه ابتدا بر نفس سرکش خود غلبه کنی تا بتوانی بر اندوه و غم پیروز شوی.

نکته ادبی: واژه‌ی «دم» در اینجا ایهام دارد؛ نخست به معنای نفس کشیدن و سخن گفتن، و دوم به معنای روح و جان (نفس). «گردن زدن» کنایه از کشتن و از بین بردن است.

هر چند ملولی تو یقین است که تو با اینکه ملولی ز کسی کم نزنی

اگرچه اکنون دلتنگ و بی‌حوصله هستی، اما با یقین بدان که با وجود این دلتنگی، نباید ارزش و اعتبار خود را پایین بیاوری و یا کسی را به ناحق کوچک بشماری.

نکته ادبی: «ملول» به معنای دلتنگ، آزرده و خسته است. عبارت «کم زدن» کنایه از کاهشِ ارزش و مقامِ خویش در پیشگاهِ دیگران یا در مقامِ انسانیت است.

آرایه‌های ادبی

ایهام دم

اشاره به معنای نفس کشیدن و همچنین روح و جان که باعث تداعیِ معانی گوناگون (دم زدن به معنای سخن گفتن و دم به معنای نَفْس) شده است.

کنایه گردن غم زدن

کنایه از کشتن، مهار کردن و شکست دادنِ غم و اندوه با کنترلِ نَفْس.

کنایه کم زدن

کنایه از کاستن از ارزش و اعتبارِ خویش یا کوچک شمردنِ مقامِ انسانی.