دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۱

مولوی
هر روز یکی شور بر این جمع زنی بنیاد هزار عاقبت را بکنی
تا دور ابد این دوران قائم بود بر جا فقیران کرم چون تو غنی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار به نقد آشفتگی و بی‌نظمی در روابط اجتماعی می‌پردازد و بیانگر این است که چگونه اعمالِ ناپایدارِ یک فرد، می‌تواند ثبات و سرنوشتِ دیگران را در معرضِ نابودی قرار دهد. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه به ناپایداریِ آرامش، این هیاهوها را عاملی برای ویرانیِ بنیادهای استوارِ زندگی می‌داند.

در بخش دوم، سخن از جاودانگیِ چرخه‌ی نیاز و بخشش در جهان به میان می‌آید. این ابیات نشان می‌دهند که فاصله‌ی میان غنی و فقیر و وابستگیِ نیازمندان به لطفِ بخشندگان، سنتی دیرینه و گریزناپذیر است که تا پایانِ عمرِ جهان برقرار خواهد ماند و این وضعیت، بخشی از ساختارِ هستی است.

معنای روان

هر روز یکی شور بر این جمع زنی بنیاد هزار عاقبت را بکنی

بیت اول: هر روز در میان این جمع، آشوب و فتنه‌ای تازه بر پا می‌کنی. بیت دوم: با این کار، پایه‌های آینده و سرنوشت بسیاری از افراد را از ریشه برمی‌کنی.

نکته ادبی: شور زدن در اینجا کنایه از برانگیختنِ فتنه و آشوب است و بنیاد کندن استعاره از ویران‌سازیِ ریشه‌ها و سرنوشت‌هاست.

تا دور ابد این دوران قائم بود بر جا فقیران کرم چون تو غنی

بیت اول: تا زمانی که روزگار باقی است، این چرخه استمرار دارد. بیت دوم: تهیدستان همواره در جایگاه نیازمندان به بخشش و کرمِ ثروتمندانی همانند تو باقی می‌مانند.

نکته ادبی: دور ابد به معنای گذرِ زمان در گستره‌ای بی‌انتهاست و فقیرانِ کرم وصفی برای کسانی است که چشمِ امید به سخاوتِ بزرگان دارند.

آرایه‌های ادبی

کنایه شور بر جمع زدن

به معنای ایجاد آشوب و ناآرامی در یک محفل و میان گروهی از مردم.

استعاره بنیاد کندن

اشاره به نابود کردن ریشه‌ها، پایه‌ها و سرنوشتِ آینده‌ی انسان‌ها.

مجاز دوران

اشاره به گردشِ روزگار و گذرِ زمان که همچنان برقرار است.