دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۷۹

مولوی
هر روز پگاه خیمه بر جوی زنی صد نقش تو بر گلشن خوشبوی زنی
چون دف دل ما سماع آنگاه کند کش هر نفسی هزار بر روی زنی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار تصویرگر حضور مستمر و حیات‌بخش محبوب در جان عاشق است. گویی هر صبح، حقیقت مطلق، جلوه‌ای تازه در بوستان وجود انسان می‌افکند و با حضورش، هستی را طراوت می‌بخشد.

رابطه میان عاشق و معشوق در اینجا به کنش و واکنشی درونی بدل شده است؛ قلب عاشق همچون دفی در دست محبوب است که با هر ضربه و نفحه معشوق، به تپش و سماع در می‌آید و به وجد می‌رسد.

معنای روان

هر روز پگاه خیمه بر جوی زنی صد نقش تو بر گلشن خوشبوی زنی

هر روز صبح زود، تو در کنار جویبارِ زندگی‌ام اقامت می‌کنی و با این حضور، نقش‌ها و جلوه‌های زیبایی از خودت را در گلستانِ خوش‌عطرِ جانِ من پدیدار می‌سازی.

نکته ادبی: پگاه به معنای سپیده‌دم است و در ادبیات عرفانی، نماد لحظه اتصال و بیداری روح است. خیمه زدن کنایه از استقرار و تصرف محبوب در دل عاشق است.

چون دف دل ما سماع آنگاه کند کش هر نفسی هزار بر روی زنی

دل ما تنها زمانی به شور و رقص عرفانی (سماع) می‌پردازد که تو با هر نفس، هزاران ضربه بر پیکر آن (که همچون دفی است) وارد کنی.

نکته ادبی: تشبیه دل به دف بسیار دقیق است؛ چرا که دل عاشق همانند ساز باید مورد نوازش یا ضربه معشوق قرار گیرد تا از آن نوای عشق برآید. سماع اصطلاحی عرفانی برای رقص و وجد صوفیان است.

آرایه‌های ادبی

کنایه خیمه بر جوی زنی

کنایه از ورود محبوب به ساحت وجود عاشق و تصرف و استقرار در آن است.

تشبیه چون دف دل ما

قلب عاشق به ساز دف تشبیه شده است که نیازمند ضربه و نوازش معشوق برای طنین‌انداز شدن و رقص است.

استعاره گلشن

اشاره به وجود و جانِ عاشق دارد که با جلوه‌گری محبوب، شکوفا و خوش‌بو می‌شود.